کلاس نهم بودم اومدم رو در و دیوار مدرسه ش ع ا ر نوشتم
معاون پرورشیمون اومد نزدیک بود لوم بده
رفتیم دفتر مدیر اونم نزدیک بود از مدرسه اخراجم کنه اونم اخر سال نزدیک امتحان نهایی
تهدیدم میکرد که اسمتو واسه نهایی نمیدیم اداره
اخر ناظممون واسطه شد که امتحانامو بدم و از اون مدرسه رفتم
بار اخرم شد
از اون روز دست و پام میلرزه و میگم فقط درستو بخون به هیچی و هیچکس کار نداشته باش