همسایهی واحد بقلی مون یه خانم پیره که تنها زندگی میکنه .شوهرش نمیدونم فوت شده یا جدا شده.خونه رو بچههاش براش اجاره کردند و هر چند روزی بهش سر میزنند. امروز که مادرم و خواهرم از خونه بیرون رفته بودند دیدند یه صدای ناله میاد و در خونه پیرزنه یه مقدار بازه.مادرم در خونهی همسایه رو که باز کرده دیده پیرزنه همینجور افتاده تو راه رو و ناله میکنه و نمیتونه بلند شه بنده خدا آسم هم داشته.خلاصه مادر و خواهرم که رفتند بلندش کنند نتونسته بودند تکونش بدند زنگ زدند دختر و دامادش اومدند بلندش کردند.بنظرم پیرزنه رو میتونستند پیش خودشون نگه دارند یا بزارنش خانه سالمندان بهتر از تنهاییه
خدایا...من چیزی نمیبینم آینده پنهان است ولی آسودهام،چون تو را میبینم و تو همه چیز را...
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
خونه سالمندان یکی از اقوام ما رفت طاقت نیاورد و فوت کرد خاله مامانم همین طور اونجا بیشتر احساس غربت و بی کسی میکنن وقتی می بینن ک چندتا بچه دارن عوضی ک جمع شون کنه ولشون میکنن بحال خودشون