2777
2789
عنوان

قرار اول تون چجوری بوددد😭😂

| مشاهده متن کامل بحث + 1858 بازدید | 136 پست

شب اخر ماه محرم که شمع روشن میکنن بود

منم بابام خونه نبود 

به مامانم گفتم با دوستم میریم شام غریبان

مامانمم نمیدونس اون موقع دوست پسر دارم

بعد رفتیم باهم با موتورش بیرون دور دور و چون همه جا بسته بود و خلوت رفتیم یه منطقه دیگه پارک اونجا باهم صحبت کردیم🤣🥲

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خوشبخت بشین .الان راضی ای؟

ممنون عزیزم 

عاره خداروشکر شدیدا راضیم 

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم هر کی لایک میشه یه صلوات واسش فرستادم حاجت روا بشه...و اما خبر خوب اینکه خدا صدات رو شنیده و آرزوت توی صف اجابت قرار گرفته...  فقط 👌 اینقد دیگه مونده... مواظب باش جا نزنی...   😉
ممنون عزیزم عاره خداروشکر شدیدا راضیم

من میترسم از ازدواج سنتی:)

ازم پرسید: راز موفقیتت چیه؟  گفتم: بحث نکردن با افراد نادان  گفت:چجوری؟مگه میشه؟ گفتم:آره میشه  گفت:نمیشه  گفتم:اوکی حق با شماست نمیشه ...🤭😉

بله یلدمه

اومد دنبالم و رفتیم جایی که تو شهرمون عاشقش بودم نمیدونم واقا از کجا فهمیده بود اونجارو دوست دارم برامم یه هدیه ی کوچولو و دو تا شاخه گل گرفته بود هنوز دارمشون

رد نشو🥲لطفا برام دعا کنید خدا خواسته ام رو با صلاحم یکی کنه حسرت به دل نمیرم                                                                  لطفا هر جوری بلدید برای برگشت اونی که دوسش دارم و ازدواجمون دعا کنید💔

والا من میخاستم ب یکی زنگ بزنم آدرس یه مجموعه رو بپرسم برا کنکور چندین سال پیش 

شماره رو اشتباه گرفتم .طرف معلم زبان در اومد 

گفت کمکت میکنم باهاش ۳ماهی حرف زدم 

واقعا کنکور قبول شدم .بعدش رفتم شیراز ازش تشکر کنم نیومد سرکار بعد یه هفته اومد تهران قرار گذاشتیم همو دیدیم 

خیلی دوسش داشتم ولی قسمت هم نشدیم 

انقدر تعداد دیتای اولم زیاده که واقعا هیچکدومشون یادم نمیاد

ولی اولین دیت زندگیم توی حرم دم چایخانه بود چون استرس داشتم جای شلوغ قرار گذاشتم

و قشنگترینشونم یه اقا پسری بود و نیم ساعت ب قرار ، یه ناهماهنگی پیش اومدو بچه فامیل موند دست من، ایشونم تا فهمید اینجوری شده مارو برد شهر کتاب که بچه بهش خوش بگذره و من اینطوری بودم که مرسیییی شعوووور

هیچی 🤣 با سیبیل آرایش کرده بودم 

بعد چادر با کفش پاشنه بلند چند بار پام پیچ خورد 🤣 

بعد نمی‌رفتم تو ماشین باهاش بشینم🤣 میگفتم زشته 

من براش کادو خریده بودم شکلات و اینا بعد دوستش صندلی عقب همه شکلات گاز زده بود رفته بود خونه خواهر شوهرم گفته بود بنده خدا (من) پول نداشته چیزی بهش نگی 🤣 بعد ۳ سال فهمیدیم کار دوستش بود 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

گرونی

ساحل_2022 | 19 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز