رشتم تجربی بود. نمرات خوبی داشتم. سال آخر جا زدم و رفتم کنکور ریاضی دادم. لیسانس کامپیوتر گرفتم و رزومه پرباری دارم. قرار بوده مشغول به کار شم تو محیط نسبتا خوب. که یهو نشد. دوستی 4 سالم با پسری که تا خاستگاری اومد سر مهریه به هم خورد. کنکور ارشدم باب دلم نشد. واقعا از همه جا مونده و رونده ام. نمیدونم چیکار کنم. سرکوفتای خانواده. حال روحی بد خودم. همه و همه خسته ام کرده. آزمون آموزش و پرورشم که کلا 2 نفر رشته منو میخوان. هیچ انگیزه ای برای درس خوندن ندارم. کسی بوده بدون هیچ پارتی کار دولتی قبول شه؟ احساس ناامیدی همه وجودمو گرفته.
من مشکلم این بود با کسانی معاشرت داشتم که خوبی من را نمیخواستند . با آدم های حسودی که باهات بد هستن ...
من مشکلم خانوادمه. حسود نیستن اما همیشه سرزنش هاشون هست. حمایتی هم ندارن. الان برای هزینه آزمون هم مشکل دارن و سرزنش میکنن. با خانواده نمیشه قطع ارتباط کرد.