بعد که ناهار خوردیم همگی رفتیم پذیرایی نشستیم ولی سفره پهن بود حتی خواهرشوهرم نشسته بود و دخترش هم بود و شوهرم برگشت به من گفت بیا اینارو یعنی سفره رو جمع کن کا چند دسیسه بعدش دختر خولهرشوهرم بلند شد و منم کمکش جمع کردم ولی من ناراحت شدم شوهرم اونموقع مه همه بودیم فقط به من گفت سفره رو جمع کن و وقتی برگشتیم خونه حسابی حالیش مردم که دفعه اخرش باشه تونه کسی میریم تو جمع به من بگه سفره جمع کن و امروز هم از رو ناراحتی لزش به خاطر دیشب پول گرفتم برم خرید به نظرتون حق داشتم ناراحت بشم؟ از رفتارش؟؟
اره خودت میفهمی دیگه لازم نیست اون بگه بعدم این کارا به عهده میزبان شما تواضع به خرج دادی کمک کردی
هر چیز که در جستن آنی ،آنی🌱✨📚اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من چه کنم ؟هجوم زخم تو را نمی کشد تن من برای کشته شدن چه کنم هزار و یک نفری به جنگ با دل من برای این همه تن چه کنم؟