یه پسر خاله داشتم ک بهم علاقه داشت ولی نشد و با دختر دیگه ای ازدواج کرد و بعد فوت خالم همچنان تو شهر پدریش موند ولی خواهر و برادراش اومدن شهر ما زندگی میکنن این و خانمش فقط موندن اونجا
با کسی ام رفت و آمد نمیکنن اخلاق خانمش خاصه
بعد من از داییام و بقیه هی حال پسر خالمو میپرسم یبار اومدم ب مامانم گفتم مامان از فلانی چه خبر مامانم گفت نمیدونم بعد فرداش رفتیم مهمونی اونجا ب مامانم گفتم از دخترخالم حال پسر خالمو بپرسه دختر خالم گفت دیروز بعد از ظهر تو باشگاه چشمش آسیب دیده دقیقا همونموقع ک من از مامانم حال پسرخالمو پرسیدم این اتفاق افتاده براش
نمیدونم این حس ها و اینکه همیشه پیگیرشم از چیه دلخوشی ام ازش ندارم و بیشتر حس دلسوزی دارم
چون عروسیم نیومد و کلا باهام سرد رفتار میکنه
مجرد بودم اینطور نبود با اینکه متاهل بود ولی میشنیدم که پیگیر من بود
لطفا نگید بیخیال و ... همینجوری یهو برام سوال شد ک آیا این حس ها یکطرفه ست ؟