از وفتی بچه بودم خوشی تو دنیا ندیدم همیشه وقتی کتک میخوردم چون بلد نبودم از خودم دفاع کنم جیغ میکشیدم تا آروم شم دیگه همه بهم میگفتن دیوونه و من باور کردم دیوونه ام الانم ازدواج کردم موقع دعوا با شوهرم نمیتونم خودمو کنترل کنم بازم جیغ میکشم
دیگه آبرو واسم نموده همه همسایه ها شنیدن
دیگه خسته ام میخوام طلاق بگیرم
حوصله زندگی متاهلی ندارم