میخاست بره با دوستاش نمیگقتم کجا میرم بعد میگفت شما رو میبرم خونه برادرم بمونین تا من بیام دنبالتون منم تنها سختمه هردفعه همینجور میره پیش دوستاش منو و بچه هارو میزاره خونه برادرش دوسه ساعت باید هی بهش زنگ بزنی کی میای منم سختمه بدون شوهرم اونجا الان باهاش نرفتم توپید بهم دیگه حق نداری جایی بری