س من دودوست داشتم بانیرنگ قهرکردن
از فامیل ودوست وهمسایه همه علیه ام ان
تتومدرسه کسی باهام دوس نیست ومیگن عقب مونده مونده زما ن ساسانی بچست همه چیمو به سخره گرفتند
ضدمنم وحسادت میکنن چون درسم خوبه ومیدونم
اونموقعه که یکی از بچه ها مضحک همه وبد من حامیش بودم حالا اون بیش ازهمه منو زجر میده
تف تومدرسه از مدرسه متنفرم اهمیت نمیدم اما خواتسم حرفموبگم. هرچی تومیون مدرم نباشی به نفعته اما من از فرط تنهای مدام ناراخت ومشوش بودم