بعضی وقت ها که ازش ناراحتم خیلی برام سخته مثل امشب
شوهرم خیلی مهربونه خیلی حمایتگره خیلی آقاست خیلی پر تلاشه خانواده دوسته دست و دلبازی میکنه یه بدی داره زور میگه و لجبازی میکنه همه جا حتی تو تخت خیلی این دلمو میشکنه که حق انتخاب رو همیشه ازم میگیره درسته این چیزی بود که همیشه میخواستم شوهری داشته باشم که بهش تکیه کنم ولی کلا بعضی جاها آدم دوست داره خودش واسه زندگی تصمیم بگیره که شوهرم نمیزاره مثلا میگه وقتش برسه میگم انجام بدی متوجهی چی میگم💔