2777
2789
عنوان

شوهر عجیب

293 بازدید | 13 پست

سلام  من با شوهرم خوب میشم و سعی می کنم بهترین عذا رو براش بپزم به خودم میرسم و محبت می کنم. رفتارش با من بد میشه. طلبکار میشه. ولی بهش محل نمی دم  میشم و نشون میدم برام مهم نیست   خوبی نمی کنه ولی  لااقل بد اخلاقی  هم نمی کنه. 

من ذاتم جوریه کهدنمی تونم بد باشم. همیشه در عذابم. یادمه اوایل زندگی با چه شوقی آمده بودم زندگی انقدر خردم می کرد تحقیرم می کرد که انگار سرش کلاه رفته منو گرفته  چ ا چون خیلی باهش محبت می کردم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام بیش از حد خوبی شما

از دل رحمی من نهایت استفاده رو کرده. به دندونش می زنه تا اونجا که نفهمم خرم می کنه. چند دفعه ده  روز پانوزده روز  روز برادرشو و خانوادشو  که شهر دیگه بودن آورد خونمون مثل سگ  کار می کردم و گفتم زشته اعتراض نکنم . اینم تا می تونست خرم کرد. دفعه بعد باز می خواست  اونا رو دعوت کنه  گفتم بیشتر از سه روز نمی تونم  و کمی اعتراض دیگه اونجوری نمی کنه. .فکر می کنه من یه غریبه ام و از من باید به نفع خانوادش استفاده کنه. خیلی عجیبه من عریبه ام ولی زن داداشش فامیلشه و خودیشه 

نه راه پس دارم نه راه پیش پدر مادرم در قید حیات نیستن و از اول هم  قهر تکردم برم خونه پدرم از خانوادم خجالت می کشیدم . الانم که دیگه اصلا نمی تونم قهر کنم برم خونه خواهر برادر .باهاش مثل آدم حرف می زنم میگم بیا دوستانه جدا بشیم عربده کشی می کنه و فحش بارونم می کنه دچی کار کنم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108