نمیدونم کلا یه حسی اینو بهم میگه نمیدونم چرا
اینکه همین شوهر مامانم ک اسمش باباست اصلا بهم اهمیت نمیده اینم بگم تاحالا مامانم من و باهاش تنها نزاشته بعدشم تا کلاس چهارم من شب ادراری داشتم یه شب خواهرم اومد گفت دیشب دیدم دست کرده تو شلوارت حتما خواسته ببینه دسشویی کردی یا ن