خدایا چرا باید تقاص بچه خوب بودنو بدم از عشق زندگیم گذشتم بخاطر پدر و مادرم که مخالف بودن از طرفی به حرف اونا گوش دادم که مثلا غصه نخورن با پسری که اونا تاییدش کردن ازدواج کردم که ۱۰سال از من بزرگتره و حرف منو نمیفهمه، همون پسر شده عزرائیل روحم، یه ادم گیجه بی مسئولیت، بی احساس، مثلا خیر سرش فوق لیسانسه من باید در اون طویله رو گل بگیرم که همچین گاوی توش مدرک گرفته،، امروز یه کلمه گفتم بزار حساب و کتابت با مردم خوب باشه، نزار چشم کسی دنبال زندگیمون باشه، هزارتا فوش مادر بهم داد به خودمم میگه بی شرف الانم گرفته خوابیده 😭😭خدابا گناه من چیه خدایا چرا من شانش تو هیچی ندارم نه مجردیم مثل ادم بود نه متاهلی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
زندگیو میبینی بعضیا خانواده ها میگن پسر خوبی نیست ازدواج کنی میگی دیدی راست گفتن .الانم شما میگی اونا انتخاب کردن باز همون .پس یه درس بزرگ باید اول دخترای که میخوان ازدواج کنن اول همه جوره ببینن پسر درستیه خوبه خانواده سالم بعد پدرو مادرشو اشنا کنه با پسره برن و بیان اگه راضی نباشن راصی شن دوطرف
زندگیو میبینی بعضیا خانواده ها میگن پسر خوبی نیست ازدواج کنی میگی دیدی راست گفتن .الانم شما میگی او ...
میدونی چیه من بار اولی که پاگشا رفتیم خونشون پشیمون شدم گفتم نمیخوامش باباش معتاده یه مامان دیونه داره گفتم نمیخوام بزار وسیله هاشو پس بدم اما مامانم نزاشت گفت دیگه فرصت ازدواج نداری و.. اینجوری بود ریدن وسط زندگیم