خیلی اومد جلو و خانواده من با بی رحمی پسش زدن خیلی میخواستیم همو ولی قسمت هم نشدیم جونمون میرفت برا هم دوست عموم بود هر وقتم میرم شهرمون میبینمش
ازدواج کرد
بعد سه سال
عید آمد پیام داد بهم که ترو بهم ندادن من خانوادت نمیبخشم در حقم بدی کردن
اگه ترو داشتم از این خراب شده میرفتم «شهرستان مون»
دارم جدا میشن از زنم و ....
منم نوشتم که پیام نده و عذاب وجدان دارم اون زن اهش بگیره که چرا باهات هم صحبت شدم و آرزو خوشبختی کردم براش و بلاک
بعد از اون چندبار به خطم زنگ زد من عوض نکرده بودم بلاکش کردم دوباره ریکوئست داد و بازم بلاک تموم شد رفت
من دوباره دیشب خوابش و دیدم یه خواب طولانی و اعصابم بهم ریخته اه💔😭