چرا اینقدر حرص میخورم . چرا از فکرم نمیره که بدون خبر چرا آمدن . یهو اومدن در خونمون . دو روز راهه تا شهرمون . اصلا بهمون چیزی نگفتن اینو تا یادم میاد حرصم میگیره .نمیتونم بیخیال باشم . الان یک هفته ست خونمونن . فقط حرص میخورم ودازشون پذیرایی میکنم . به شوهرم محبت میکنن و به پسرم. باهمه میخندن چز من پدر شوهرم که با اخلاقه کلا با همه میخنده به من که مثل بد اخلاقا نگاه میکنه. با بابام شوخی میکنه