2777
2789
عنوان

خیانت

91 بازدید | 5 پست

سلام من پونزده سالمه و از بچگی کلا خانواده ناارامی بوده دعوا و داد بیداد و هزار تا اتفاق، مسافرتا همیشه خراب میشه

قهر و این حرفا

مهم نیست اصلا اینا، مامانم ادعاش میشه که بابامو دوست نداشته این حرفا بابام ولی یه حرکتایی میزنه خب زبان دوست داشتنش خرید کردن برا طرف و پول دادنه

و مامانم و بابام پسر عمه دختردایین

بریم سراغ اصل قضیه

من از بچگی با چیزایی که مناسب سنم نبود متاسفانه اشنا شدم و یکی از اون چیزا خیانت بود. 

من هفت سالم بود و به مامانم شروع کردم شک کردن، یه مردی که بعده ها فهمیدم همکارشه که الان باهم کار نمیکنن ولی هنوز در ارتباطن خونه قبلیمون میومد پشت درخت و مامانم چندبار بهش علامت میداد که بره چون من بودم

گوشی مامانم مثل هفت خان رستمه اگر قفل باشه نمیتونی بازش کنی حتی صفحشم تاریک کرده کسی نتونه هیچی ببینه، یکی خیلی مشکوک تو گوشیش سیو شده بود، اون موقع ها b.l که فهمیدم مخفف اسم و فامیل اون ادمی بود که بزرگ تر شدم بهش شک کردم بعد شد اسم خالم، و الان که اسم یه دیگر مامانمه ناصری به علاوه یه B

جالب اینه که ناصری اصلی ناصری سیو شده چرا باید دوتا باشه هوم؟ اسم خالم هم بخاطر این شک کردم

که ما رفته بودیم مسافرت ویلامون نهار میخوردیم خالم پشت میز بود مامانم گوشیش با اسم خالم زنگ زد و من اینجوری بودم مامان خالم اینجاست که

و مامانم هول کرد و نههه حتما دستش خورده و بعدا فهمیدم گوشی خالم رو مبل بوده و اصن در دسترسش نبوده

یه چندباری جوری باهاش حرف زد انگار بابامه ولی مشکوک بود و هی داشت بهش جواب پس میداد و میپرسیدم بابامه و میگفت اره در صورتی که هر بار از بابام میپرسیدم بابا تو به مامان زنگ زدی میگفت نه... 

همون حول نه ده سالگیم مامانم گوشیشو داده بود با مامان بزرگم حرف بزنم و من سریع از فرصت استفاده کردم و همون موقع ب. ل رو تو تلگرامش سرچ کردم که نیومد هیچی ولی تو. واتساپ دیدم ایموجی های بوس و قلب سلفی عادی از خودشونو و این حرفا بود و اونجا فهمیدم اون شماره متعلق به کی بود 

بعده ها با مامانم در جریان گذشتم و گفتم من فکر میکنم تو داری خیانت میکنی و به پرروانه ترین حالت گفت نههه تو داری توووهم میزنی

بابای من با تمام دوستای مرد مامانم اوکیه بهجز همینننن یه نفر به شخصه حتی وقتی بابام نبود و رفته بود ماموریت مامانم اوردتش به من دوچرخه سواری یاد بده و باهم دیگه یه نگاه ها و حرفای زیرلبی رد و بدل هم میکردن

یه بار با بابام رفته بودیم پارک برگشتم دیدم خونه بو سیگار میداد گفتم مامان کسی اومده بود و جوابمو نداد

حالا برمیگردیم به قسمت ناصری بی که الان باشه

مامانم تو گالریش عکس از خودش و همون یارو تو تماس تصویری داره

یه بار سوار هواپیما بودیم مامانم گوشیشو داده بود از خودشو بابام که خواب بودن عکس بگیرم که یهو دیدم همون ناصری ب نوشت عکس از خودت تو دستشویی بگیر بفرست از اون عکسای چیز منظورش بود... 

الانم اومدیم کرمانشاه و با هموننن ناصری ب حرف زد و بعد شروع کرد دعوا و داد بیداد الکی سر رستوران هروقت با این ادم حرف یمزنه صد و هشتاد درجه تغییر میکنه

🥺🥺💔💔💔💔💔

پسری مودب و باشخصیت هستم. همیشه با ادب و احترام با خانمها صحبت کردم و میکنم.هدفم از اومدن به نی نی سایت پیدا کردن شریک زندگی هست. اگر لایق باشم و قابل باشم یه دختر خوب نصیبم میشه.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

zahra1384

zizi45_m65 | 34 ثانیه پیش
2791
2779
2792