2777
2789
عنوان

از پدرم متفرم

169 بازدید | 12 پست

سلام.۴۲ سالمه و ۲ تا بچه دارم...از وقتی یادم میاد بچگی من با کار کردن گذشت بابام یه زمین خرید و ما (من و دو برادر و مادرم+فرش می بافتیم تا خونه را بسازیم...مادرم معلولیت داشت ولی بابام ازش حسابی کار می کشید چون معلولیت داشت زبون مادرم کوتاه بود...همیشه در حال دعوا بودند و بابام میخواست سرش هوو بیاره که غوغا می شد..شاهد کتک زدن های بابام بودم...الان که فکر می کنم اصلا بچگی نکردم و فقط فرش می بافتیم و حتی مشقامو تو مدرسه می‌نوشتم..بعد از شام خودمو به خواب میزدم ولی بابام می‌گفت خودتو به خواب زدی که کار نکنی؟؟؟خلاصه چندین سال فرش بافتیم و در زمان ۲۲ سالگی حملات پانیک داشتم تا الان که ۴۲ سالمه...مادرم ۵ سال پیش فوت کرد و بابام یه دختر گرفت همسن من و الان یک بچه ۳ ساله دارند...بابام طبقه بالا رو به نام زنش کرد و طبقه پایین که دو واحد بود یکیش رو به نام برادر کوچیکم که ۳۹ سالشه کرد و منم از بابام همیشه بخاطر کار کردنام ناراحت بودم که بهش گفتم اون نصف واحدم بزن به نام من که گفت باید پولش رو بدی منم گفت باشه میدم ولی نمی‌خواستم بدم...خونه رو پارسال زد به نامم ..الآنم هر روز زنگ میزنه که تو منو گول زدی....ولی خدا شاهده فقط کمی دلم خنک شده...زنش الان  بهش یاد میده ازم پول بگیره منم نمیدم....به نظرتون کارم اشتباه بود؟؟!ولی خدایی دلم خنک شده...تک دختر بودم نه جهاز داد نه هیچی ...حسرت یه عروسک به دلم مونده بود که ۲۵ سالم بود برا خودم عروسک گرفتم و بهشون نگاه می کنم و میگم ای کاش بچه که بودم منم عروسک داشتم...اکثرا بغض دارم چون واقعا از بابام بیزارم...دیشب خودش زنگ زد بیاین اینجا منم از مجلس عروسی رفتم و طلاهامو انداخته بودم که یهویی قاطی کرد و گفت این همه طلا داری و پول منو نمیدی منم قاطی کردم و گفتم دوران بچگی منو غارت کردی پولی در کار نیست...امروز به شوهرم زنگ زده که تا وقتی پولمو ندین خبری از خونه نیست به خدا به روح مادرم قسم دلم کمی خنک شده

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خوب کاری کردی سهمت بوده

حالا که مارا ترک کرده ای نمیدانم در کدامین آسمان پرسه میزنی حتی نمیدانم چگونه مرگ تورا دیدم و نمردم اما بدان دلم برایت تنگِ تنگِ تنگ است ای کاش تیغِ طوفانِ بلا آنگونه گلِ بی خارِ من را از من جدا نمی کرد...(:

کلا پدرت رو حذف کن از زندگیت 


تو یکی از تاپیک ها دیدم میری خونشون 


واقعیت همینه دوسِت نداره پدرت و تو هم قطع رابطه کن باهاشون


اگه خودت و روانت رو دوست داری نرو خونشون 


ببین برای زنش جونش رو میده ولی برای مامان خدا بیامرز هیچ کاری نکرد فقط برده پدرت بود 


بعد میری خونه پدرت که خوش خوشان زنش رو ببینی خب نرو اگه عاقلی نرو اونجا دیگه 

کلا پدرت رو حذف کن از زندگیت تو یکی از تاپیک ها دیدم میری خونشون واقعیت همینه دوسِت نداره پدرت و تو ...

نمی‌خوام برم میاد منو می‌بره ولی در کل اگه حالم خوش باشه ناراحت میشه

نمی‌خوام برم میاد منو می‌بره ولی در کل اگه حالم خوش باشه ناراحت میشه

بچه بچه هستین به زور بری خونش که ارادت دستشون باشه!!!!



ببین مشابه تو سر من اومده مامانم خونه پدرمو ازش گرفت الان ناپدری احمقم تو خونه های پدرم خوش خوشانش هست اونوقت خواهرام مستاجرن💔

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز