2777
2789
عنوان

بیچاره مادرم

92 بازدید | 0 پست

بهش گفتم گریه نکن دردت چیه ؟

بگو شاید دوای دردت شدم 


گفت: دردم تویی ،گفتم چی؟من؟

چرا من؟ 

گفت:سالهاست می‌بینمت 

همرو میخندونی ،همه باوجودت شاد میشن 


ولی خودت زمانیکه داری قهقهه میزنی 

گوشه چشمات اشکه 

لامصب دردت چیه ؟چته؟

همش بفکره اینو اونی پس خودت چی؟

چرا هیشکی بفکره تو نیست 


خیلی وقته تو لاکه تنهایی هستی 



مادرت می‌گفت :همش تو اتاق کوچیکه تنهاست 

و در حال نوشتن 

اونم نوشتنه متنهای غمگین که کلمه کلمش 

استخونشو خورد می‌کنه 

می‌گفت:یه شب متنه سنگینی میخوندی 

شکایت به خدا میکردی زار زار گریه میکردی .


پاییزان توروخدا بیا بیرون از لاکه تنهایی 

نگاه چقدر موی سفیدت زیاد شده، 

یکم بفکره مادرت باش

بیچاره دل مادرت

بیچاره که از غصه تو همش نذری میده 

که بلکه تو ،حال خوبی پیدا کنی 

وباز از ته دل بخندی 


چندروز پیش تو روضه امام حسین 

چقدر گریه میکردو نگاش به آسمون بود 

انگاری داشت برات دعا میکرد 

وای که چقدر اون اشکها ارزش داشت 

اونم پیش خدا 

امیدوارم خدا مرادشو بده 


عه گریه نکن ،با تو ام، نگفتم که گریه کنی 

کجا میری وایستا ،ببخش نخواستم ناراحتشی


گفتم:هیچی ،فقط وای بر من که چروکه صورت مادرمو بیشتر کردم ،وای بر من که اشکشو درآوردم 

بیچاره دل مادرم 

قربون دل شکستش  

بیچاره مادرم

بیچاره مادرم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108