دیشب اومدن خونمون مهمونی
از اول تا اخر مهمونی فقط نشسته بودن و پچ پچ مبکردن و به غیبت
موقع پهن کردن سفرم حتی نیومدن یه قاشق بیارن
موقع جم کردن سفرم حتی بشقاب خودشونم نکردن بیارن
همین جوری نشستن عقب تا براشون جمع کنیم
حالا منو مادرمم دست تنها بودیم
همین عمم یادمه ما کار نمیکردیم کلی پشت سرمون حرف میزد
اخرشم به طعنه اومد گفت عروس خوبی میشیو رف