بهترين خاطرم اولين قرارم با دوس پسرم بود 😂
البته بهترينم نيس ولي يادم ميوفته بخودم خندم ميگيره
با پسره تو كافي شاپ قرار داشتم
ب چهار تا دوستمم از قبل گفته بودم برن تو كافي شاب بشينن تا پسره ببينه چن نفر هستو زياد لوس نشه و..
رسيديم كافي شاب و ديدم دوس پسرم اومد نشست و پاهامو سر داد زيره پاهاش
منم هل كردم گفتم من شوهر دارم لطفن بهم دس نزن
اونم پاچيدو رف و پولم حساب نكرد 😑