2777
2789
عنوان

دعا گرفتن

127 بازدید | 18 پست

دوستان دو تا خواهرشوهر دارم خیلی اهل دوعا جادو هستن با مادر شوهرم تیم شدن کلا دوساله قید پسرشون و زدن پدرشوهرم وضعش خوبه به ماهیچ کمکی نکردن  اوایل می خواستن خوب باشن یه بار فقط پدر شوهر مادرشوهرم اومدن خونه ما  دیگه کلا قطع شد از یه نظر خوبه دخالت ندارن شوهرمم زنگ نمی زنه میگه اونا به من بی احترامی کردن قیدمو زدن من  خودم پدر ندارم خانواده‌ خودمم اصلا نمیان رفت آمدی نیستن خیلی تنهام پدر شوهرم الان دوساله یه زنگ به شوهرم نزده کلا قید بچه شونو زدن تو شمال ویلا دارن میبینم استوری میزارن خواهرشوهرام با شوهر و بچه همه جمعند هعی مسافرت میرن من سه ساله هیچ جا نرفتم مطمئنم یادشون میدن دعا جادو می کنن پدر مادرش سمت ما نیان 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

هرچقدر هم دعا بگیرن نهایت ۴۰روز اثر داره دیگه هر ۴۰روز که نمیگیرن بعد اونا عقل دارن خودشون نمیخوان با پسرشون در ارتباط باشن دعا تا یکجایی کار میکنه همیشگی که نیست

توتاپیک های من شاهدلحظات خوش من👧هستید🦋🇮🇷-:)....💚 🇮🇷🖤🕊

شماکوچک ترید بریدسمت اونا

تحویل نمیگیرن آدم خجالت میکشه یه بار یه مشکلی بود زنگ زدم مادرشوهرم مشورت کنم جواب نداد شمارمو. دیده بود به شوهرم زنگ زده بود چی کار دارید اینقدر ناراحت شدم همون یکی دوباری ام اوایل رفتیم تند تند پذیرایی می کردن زود بریم فهمیدم اصلا هیچ تعارفی نزدن در صورتی که بچه تو خونه ندارن همه رفتن تازه از شمال اومده بودن اصلا نگفتن شما هم بیاین سکوت بود

یعنی با وجود اینکه اینجوری رسماً نمیخوانتون شما واسه اینکه تنها نمونین دوست داری بازم ارتباط بگیرین؟

دقیقا به خدا خیلی عجیبه من پارسال عید خودم زنگ زدم تبریک گفتم اصلا نگفتن کی میاین اینجا هیچی حتی پدرشوهرم خونه نبود زنگ زدم گوشیش جدا تبریک گفتم حتی اسم  شوهرمم نیومده سرد جواب داد دیگه امسال زنگ نزدم اونا هم نزدن شوهرم نزاشت گفت خودتو کوچیک نکن از پارسال که زنگ زدی یه بار تو اسنپ یه سال به من زنگ نزدن

من دو تا کاری دارم یه خواهرشوهر که مجرده

تو عقدم .من هم درس میخونم هم درگیر کارم هم‌ مادر خودم سن و سال داره 

از اول که عقد کردم مادرشوهرم پیله ی این بود که من باید یک سر برم خونش(میگه هم عروس کارامو بکنه هم با هم تفریح کنیم)

اما من زیر بار نرفتم هرچی بیشتر دیدم میخواد کار بکشه کمتر رفتم

رسید به هفته ای یک بار

اون اصلا همچین چیزی رو نمی‌خواست.دوس داش تحت سلطش باشم مثل جاریام اما نتونس

از آخر بعد از دو ماه که از عید گذشته بود اومد خونه مامانم عید دیدنی تو چشم مامانم زل زد گفت اونی که کم میاد به خونم بود و نبودش یکیه واسم.منم دیگه از اون موقع کلا خونش نرفتم

هرگز هم حاضر نیستم جایی پا بذارم که نمیخوانم

من دو تا جاری دارم یه خواهرشوهر که مجرده

تو عقدم .من هم درس میخونم هم درگیر کارم هم‌ مادر خودم سن و سال داره 

از اول که عقد کردم مادرشوهرم پیله ی این بود که من باید یک سر برم خونش(میگه هم عروس کارامو بکنه هم با هم تفریح کنیم)

اما من زیر بار نرفتم هرچی بیشتر دیدم میخواد کار بکشه کمتر رفتم

رسید به هفته ای یک بار

اون اصلا همچین چیزی رو نمی‌خواست.دوس داش تحت سلطش باشم مثل جاریام اما نتونس

از آخر بعد از دو ماه که از عید گذشته بود اومد خونه مامانم عید دیدنی تو چشم مامانم زل زد گفت اونی که کم میاد به خونم بود و نبودش یکیه واسم.منم دیگه از اون موقع کلا خونش نرفتم

هرگز هم حاضر نیستم جایی پا بذارم که نمیخوانم

یعنی با وجود اینکه اینجوری رسماً نمیخوانتون شما واسه اینکه تنها نمونین دوست داری بازم ارتباط بگیرین؟

ارباط نه خب ما پنج ساله زندگی و شروع کردیم میگم چرا همه پولاشو خرج بقیه بچه هاش می کنه اینقدر سختی کشیدم از خواهرم قرض کردم راه انداختم خودمم کار می کنم اینجوری نبودن خیلی مهربون بودن دوران نامزدی خواهرشوهرام نزاشتن یه هو ما ازدواج کردیم قطع شد

دقیقا به خدا خیلی عجیبه من پارسال عید خودم زنگ زدم تبریک گفتم اصلا نگفتن کی میاین اینجا هیچی حتی پدر ...

ب نظرم شوهر اینجوری نعمته

من دوست داشتم شوهرم اینجوری برام ارزش قائل باشه

اینطوری مقابل خانوادش بهم احترام بذاره

اینطوری زنش به خانوادش ارجحیت داشته باشه

من خیلی زودتر از این حرفا باید ارتباطمو قطع میکردم به اجبار شوهرم قطع نمی‌کردم

آخر سر با وجود اینکه فهمید اینو بهم گفتن هیچ واکنشی نشون نداد.فقط اجازه داد که دیگه نرم

خودش راحت بگو و بخندشو داره

خیلی دلسرد میشم ازش اینطور مواقع

من دو تا جاری دارم یه خواهرشوهر که مجردهتو عقدم .من هم درس میخونم هم درگیر کارم هم‌ مادر خودم سن و س ...

منم الان سه ساله نرفتم پاسال عید زنگ زدم تا الان نزدیک یک سال و نیمه زنگ نزدم عیدم نزدم گفتم بی احترامی می کنید جوابش بی احترامیه

منم الان سه ساله نرفتم پاسال عید زنگ زدم تا الان نزدیک یک سال و نیمه زنگ نزدم عیدم نزدم گفتم بی احتر ...

ب نظرم این آدما رو همینطور کنار گذاشته ببین

اگر میخوای از تنهایی دربیای دنبال دوست جدید باش

ب نظرم شوهر اینجوری نعمتهمن دوست داشتم شوهرم اینجوری برام ارزش قائل باشهاینطوری مقابل خانوادش بهم اح ...

شوهر اینجوری نعمت هست اما اونم آدمه اون آشغالا روحیه اش و خراب کردن  من خیلی تنهایی روش کار کردم همیشه خشم داشت می فهمیدم از احساس طرد شدنه  الان دیگه خوب شده یه وقتایی میره تو فکر دلم براش میسوزه میگم جز من کسی و نداره چی بگم

شوهر اینجوری نعمت هست اما اونم آدمه اون آشغالا روحیه اش و خراب کردن من خیلی تنهایی روش کار کردم همی ...

چیزیه که پیش اومده.ذات آدما هم عوض نمیشه.سعی کنین دوست خانوادگی پیدا کنین.با دوستاتون از تنهایی دربیاین.و اینم بگم شما هم دیگه رو دارین تنها نیستین

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز