از وقتی یادم میاد مادرم هم دیابت داشته و هم مشکل قلبی, بارها عمل قلب انجام داده و الان تو قلبش باطریه
این دو سال آخر هر ماه تقریبا آی سی یو بستریه
همیشه تنگی نفس داره و مریضه و دلم براش میسوزه
بشدت هم دلنازکه و غمگینه
با اینکه همه بچه هاش سروسامون گرفتن ولی انگار غم دنیارو داره
تنها من مجردم تو بچه هاش ک منم دانشجو معلمم و دیگه دغدغه ای نداره مادرم
ولی من خیلی ناراحتم همش غصه مادرمو میخورم
نه عیدهامون عیده نه هیچ
عید شد مادرم بستری بود . این هفته هم تولدم بود باز مادرم بستری بود . دوساله همین وضعه
یه تفریح یا روز آروم ندارم😔