پریجون من داستانتا کامل نخوندم ...چطوری تونستی شوهرتا باهاش کنار بیای و عروسی کنی
عزیزمبه راحتی ک نبود قبلا گقتم خیلی سخت بود خیلی اما زمان کم کم اروم میکنه آدمو
پروردگارا یاری ام ده تا بدون اینکه از ایمان افراد بپرسم و بدون اینکه بدردم بخورند ، همدل و همدردشان باشم زیرا در سودای هر انسانی “ روح تو ” خانه گزیده است !
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ترکیب رنگ خاکستری شکلاای نسکافه ای با وریاسیون بنفش
پروردگارا یاری ام ده تا بدون اینکه از ایمان افراد بپرسم و بدون اینکه بدردم بخورند ، همدل و همدردشان باشم زیرا در سودای هر انسانی “ روح تو ” خانه گزیده است !
پروردگارا یاری ام ده تا بدون اینکه از ایمان افراد بپرسم و بدون اینکه بدردم بخورند ، همدل و همدردشان باشم زیرا در سودای هر انسانی “ روح تو ” خانه گزیده است !
پریجون من داستانت را تو ماشین که نشستم شروع کردم خوندن ...جاده یخبندون به خاطر برف شب قبلش و کلی ماشین سواری ..اتوبوس چپ کرده بود ولی کلا هوش وحواسم به داستان بود که همسری گبف امروز خودت هستی وصدا ازت در نمیاد
دلم بهانه دارد! تو میدانی بهانه چیست؟ بهانه همان است که چمدان خالی را میگذاری کنار در تا بترسد، روسرت ات را شل میبندی تا اشاره کند "بکش جلو آن بی صاحب را " بی آنکه چتر بر سرت بگیری به باران میروی تا چتر نگاهش را روی سرت که نه روی دلت نگه دارد... خلاصه برای ما فقیر فقرا که به داشتن یک کف دست مهر و محبت محتاحیم ، بهانه همان است که دلت پرواز بخواهد اما کلی هزینه بابت قفس داده باشی...