خیلی ترسیدم از خودم خیلی دیوونه شده بودم بار دومیه تو زندگیم اینطوری میشم از فشار اینقدر که حرفا و کارا بهم فشار اورد عقل نداشتم انگار خیلی میخام بیخیال باشم و از حرف بقیه ناراحت نشم یا بتونم جواب بدم محترمانه ولی حس میکنم مشکل از بی اعتماد به نفسی منه اعتماد به نفسم خیلی پایینه سیاستم خیلی پایینه تو دعوا ها نمیتونم جواب بدم بعدشم نمیتونم حرص نخورم اصا نمیدونم باید جواب بدم یا ندم😑رسما رد دادم
چه دعوایی که باید حتما جواب بدی؟ جواب ندی چی میشه؟ گاهی وقت ها تو دعوا جواب دادن اصلا هم خوب نیست
مثلا مشکل اصلی اینه مادرشوهرم هرچی از دهنش در میاد بمن میگه واقعا بهم برمیخوره اینجا گفتم خیلیا میگن سکوت کن خیلیام میگن جواب بده من تا بخام چیزی بگم اشکم در میاد نمیتونم حرف بزنم یا بعدش عذاب وجدان میگیرم چرا حرف زدم ولی اینقد جمع میشه تا من مث دیروز روانی میشم دیروز اصلا یچیز وحشتناکی بودم