منم گدایی محبت میکردم الان یادگرفتم فقط خودمم که میتونم خودم رو آروم کنم
درعوض دیگه بهش محبت نمیکنم قبلا ماساژش میدادم کارش گیر میفتاد دلداری میدادم یا خودمو به آب و آتیش میزدم به هزارنفر رو میزدم تا آروم بشه غذای خوب واسه اون بود به خانوادش احترام میذاشتم غصه هامو میریختم تو خودم و.... الان دیگه اینطور نیستم
ولی من عمیقأ دلم تنگ شده واسه اون استوری هایی که از خوشی ها میذاشتیم الان استوری هارو باز میکنی همه دارن به هم تیکه میندازن بیایید استوری از خوشی هامون بزاریم و انگ خز بودن نزنیم
یه مدت خوب شد بعد خانوادش فهمیدن بهم محبت میکنه پرش کردن الان یه بغل ساده هم نداریم
ولی من عمیقأ دلم تنگ شده واسه اون استوری هایی که از خوشی ها میذاشتیم الان استوری هارو باز میکنی همه دارن به هم تیکه میندازن بیایید استوری از خوشی هامون بزاریم و انگ خز بودن نزنیم