عصری بهش گفتم که دیگ نمیخواد ضامن شی تو ضامن شی مخ منو میخوای بخوری ب پدرم میگم برم سراغ یکی دیگه و فلان
گفت نه مگه من بیکارم و چند روزه خودمو علاف کردم رفتم اینور اون ور منم گفتم بابت اون حرفت
گفت آدم بابت یه حرف کوچیک اینجور ناراحت میشه
بعد حالا یه چیزی تو کیفش یه چیزی دیدم
یه کاغذ بود که اگر پدرم واسش رو واریز نکرد یه مبلغی رو باید ب همسرم بده
یعنی این آشغال در این حد کثیفه ها