بچه ها من یه دوست داشتم که راهنمایی و دبیرستان باهم دوست جون جونی بودیم، بعد ایشون دندونپزشک متخصص شد من تحصیلاتم ازش پایینتره. هیئت علمی دانشگاه شده و مطب زده، رفتم مطبش برای تبریک انقدر سردددد برخورد کرد، فوری رفت سر بیمارش. به من گفت بیا بشین تو اتاق من کار کنم. نمیخواستم کار بیمارش رو ول کنه ها ولی در حد پنج دقیقه میتونست وایسته. بعدم شکلات گرفته بود دو تومن(قیمتش زیاد مهم نیست برام منظورم اینه ارزش گذاشته بودم)
چایی برام گذاشتن دستیاراش و توت خشک و کشمش. بعدم گفت من رژیمم🥲
نمیدونم چرا خیلی بهم برخورد. حداقل شکلات خودم رو باز میکرد تعارف میکرد
یا تو اتاق انتظارش قهوه اینا گذاشته بود. بحث شکم نیستا احساس میکنم بی احترامی کرد بهم