نیم ساعت پیش شام داشتیم میخوردیم یه دفعه تو کوچه سر و صدا شد همه همسایه ها ریختن تو کوچه
داد و هوار
ماهم دم پنجره بودیم
مرده زنشو گرفت پرت کرد وسط کوچه یه جوری میزدش هر فحشی که بگین بهش داد
چند نفر ریختن جدا کنن
با اونا هم دعوا کرد
هواز نفر باهم دعواشون شد
دختره اون وسط مونده بود صورتش خونی
چند تا خانم کمکش کردن وایسه
دوباره این اومد استینشو گرفت سرش خورد به جوب
لگد زد به دلش باز اومدن جدا کردن
گفت من میرم ***** میزنم به اون که زندگی مارو نابود کرد
دختره اشکاش تمومی نداشت
یه دفعه دیدیم صدایی ازش نمیاد هر چی صداش کردن
جواب نمیداد
بیهوش بیهوش شده بود
مرده گفت حقته بمیری هم حقته نمیری خودم میکشمت😐😐😐
خلاصه شلوغ تر شد رفتن بهش اب قند دادن دیدن هیچی به هیچی
الانم انبولانس اومده
چه شبی بود😢😢