2777
2789
عنوان

جای من باشید ناراحت میشین یا چی

245 بازدید | 19 پست

مامان من هروقت با خواهر بزرگترم میخواد بره مسافرت چون خیالش از من راحته اصلا آشپزی اینا نمیکنه و همه چی رو میسپره به من که اون مدت بابام و داداشم هستن خونه رو اداره کنم ولی وقتی با من میخواد بیاد سفر اندازه چند روز غذا درست میکنه میذاره یخچال و تا دقیقه آخر خونه تمیز میکنه چون میدونه خواهرم انجام نمیده.

واقعا خسته شدم انگار من دختر بزرگم اون از من کوچکتره

شما مستقل تری خیلی خوبه ک 

اینجا برای عقده گشاییهاتون نیس ، وقتی با اسی حرف میزنم پابرهنه نپر وسط حرفامون، خود اسی ۱۰۰متر زبون داره اخه بدبخت تو رو چه به نصیحت کردن و چرت و پرت سرهم کردن نظری هم داری بذار واسه خودت چون حوصلم نمیکشه دیگه بخوام تورو ادب کنم اون کار مادرته که سهل انگاری کرده ....مستقیم بیا برو توووی کوووووووووووووووچه

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

ن خیلی بدهخواهرت دست به هیچی نزنهآخرشم بگه چیکار میکنی تو این خونه دقیقابعدشم مامانتطرف اونو بگیرهخی ...

اره بابا دقیقا

چند روز پیش همه خونه رو جارو زدم گردگیری و... هیچکی تشکرم نکرد بعد خواهرم پریروز یه ظرف ناهار شسته مامانم کلی به به و چه چه . 

نه والا جای تو بودم از مامانم ناراحت نمیشدم چون طفلی گناه داره هر روز هر روز کار خونه.الان از شما توقع میره هرکدوم یه باری رو از دوشش بردارین،ولی از آبجیم ناراحت میشدم که ادای دختر بچه های ۱۰ ساله رو در میاره

❤️مامان طلا و آلا❤️.کی بزرگ‌شدم که بعدش مامان شدم‌اصلا😕
اره بابا دقیقاچند روز پیش همه خونه رو جارو زدم گردگیری و... هیچکی تشکرم نکرد بعد خواهرم پریروز یه ظر ...

مامانت میخواد تشویقش کنه که ادامه بده،نه اینکه کارای تو رو نبینه

❤️مامان طلا و آلا❤️.کی بزرگ‌شدم که بعدش مامان شدم‌اصلا😕
ن خیلی بدهخواهرت دست به هیچی نزنهآخرشم بگه چیکار میکنی تو این خونه دقیقابعدشم مامانتطرف اونو بگیرهخی ...


مادرمنم وقتی میرفت مسافرت همه چیزو ب من میسپرد 

صبح زود بیدار میشدم ناهار درست میکردم میرفتم دانشگاه 

شب برمیگشتم شام هم درست میکردم با برادرم و بابام میخوردیم

الانم ک توی زندگی خودم هستم همسرمو همینجور بار اوردم 

یهو یکماه میرم خونه مادرم و همسرم ک تنهاس خودش غذا درست میکنه و مستقل شده 

اینجا برای عقده گشاییهاتون نیس ، وقتی با اسی حرف میزنم پابرهنه نپر وسط حرفامون، خود اسی ۱۰۰متر زبون داره اخه بدبخت تو رو چه به نصیحت کردن و چرت و پرت سرهم کردن نظری هم داری بذار واسه خودت چون حوصلم نمیکشه دیگه بخوام تورو ادب کنم اون کار مادرته که سهل انگاری کرده ....مستقیم بیا برو توووی کوووووووووووووووچه

اره بابا دقیقاچند روز پیش همه خونه رو جارو زدم گردگیری و... هیچکی تشکرم نکرد بعد خواهرم پریروز یه ظر ...

به خدا

منم همینم 

میدونی چرا

چون توقع دارن بعد ی مدت پر رو میشن

ی مدت انجام نده حتی اگ دعوات کرد بعد بهش هی بگو هی بگو

احترامشون رو نگه دار ها چون احترام پدر مادر واجب ولی باید گاهی اوقات ی جور دیگه برخورد کرد

برو کیف کن اینجوری روت حساب میکنن و بهت اعتماد دارن ، واقعا خوشحالم برات که اینقدر پیششون بزرگی و مع ...

کیف داره اخه مگه؟؟ میخوایم باهم بریم سفر تا دقیقه اخر با مامانم در حال خونه تمیز کردنم خسته و کوفته میریم سفر

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792