2821
2789
عنوان

طلاق عاطفی

177 بازدید | 8 پست

بنظرم در عرصه ای از زندگی هستم 

که بسیار از لحاظ عاطفی از همسرم دور شدم

و عجیب آنکه واقعا از مهر و محبت او نسبت به خود بی زارم 

هیچ علاقه ای به بودن در کنارش ندارم 

و هیچ حسی برای رفتن در کنارش ندارم 

ایجاد رابطه برایم تنفر انگیز  بوده در حالی که تمام حس تنفر را پنهان می کنم 

هیچ حس شور انگیزی برای بودن یا نبودنش ندارم و تمام این احساسی ها از زمانی برایم ایجاد شده که به خانه ی مادرش رفتم 

نمی دانم چه بخوریم داد که از آن لحظه که بیرون آمدم از خانه اش ابتدا با همسرم بحث شدیدی داشتم و بعد از آن هم دیگر هیچ عاطفه و محبتی برایم باقی نمانده است

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



یه بار رفتم 

اما میل به بیان نداشتم 

چون شخصیتی که به سرد بودن عادت داره با مشاور هم درست نمیشه

بارها آنچه می خواستم  بیان کردم فقط در حد یک ساعت به خاطرش مانده

همیشه سعی داشتم آنچه نیستم باشم بخاطر بچه هام  آنچه نبودم بودم 

اما دیگه خسته شدم و سکوت  و حستگی روحم هویداست 

خودش هم متوجه شده اما نمی دونه که اوضاع روحی من بقدری خرابه که به 

بودن و نبودنش هیچ اهمیتی نمیدم

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز