بعد مامانم زنگ زد ب پسره و خواهرش ک کنسل کنن عقد محضری رو و بیان وسایل هارو ببرن
پسره هم چیزی نگف ف میسپارم ب خدا و خدا حلالش کنه و فلان
چهارشنبه حرف زدن و فلان قراره فردا با پس فردا بیان وسایل هارو ببرن
اما حس بدی دارم گاه حالم کمی خوب میشه ک راحت میشم چون از خانوادش و بعضی رفتار ها بدم میومد و خجالت میکشیدم از طرفی چند سال با هم بودیم و دلم براش میسوزه و انگار تو خلا هستم نمیدونم چ گوهی بخورم خیلی خستم
یکی بهم راهنمایی کنه چکار کنم دلم از جاش کنده میشه