برادرزن پسرعمم بود عزیزم
اول انقدر خوشم اومد دوسش داشتم که
بعد اصلا دیدم پسره خیلی بچس مررررد نبود
عقلش انگار اندازه بچه بود و اینو هیچکس جز خودم متوجه نشده بود از خانوادم
دیگه هی فشار میاوردن که نه خوبه و اینا ولی من مصمم بودم که نه!!
نمیدونی چقدر افسرده شدم که
بعدش دیگه خانواذمم اوکی شدن و بعد ها به حرف من پی بردن که پسره مناسب نبود