ممنون عزیزم باشه حتمن
میدونی این روزا خیلی دلم میخواست میتونستم با مامانم درموردش صحبت کنم ولی نمیشه اصلا باهاش احساس صمیمیت نمیکنم😭
اگه میشد بهش بگم خیلی اروم میشدم
ولی بعد این همه گند پشت هم اصلن روم نمیشه برم بگم مامان من قلبم اتیش گرفتع از اینکه یارو ازدواج کرده بگم مامان من فک میکنم تنها شانسمم از دست دادم
مامانمو بابام هیچوقت با من صمیمی نبودن که بتونم در مورد اینجور چیزا باهاشون صحبت کنم
میدونی احساس می کنم دوس داشتنی نیستم کسی منو نمیخواد