2777
2789
خب شرایط هیج وقت اونجوری که میخوای نیس بعدم اون تو رماناست عشق و عاشقی دنبال این باش که از شرایطی که ...

نمیدونم شایدم راست میگی 

ولی من اون موقع خیلی بچه بودم

با وجود مامان بابام آب تو دلم تکون نخورده بود ولی قبول کن یه دفعه تو اون شرایط خیلی واسم سخت بود...

نمیخوای بری دختر معلوم نیست چیکار کرده که اینجوری ویرونه!

صدا راننده اتوبوس بود 

پیاده شدم از اتوبوس

تهران چقدر بزرگ بود و چقدر آدما از هم دور بودن 

و منم دختری بی پناه توی این شهر بزرگ

دنبال جایی بودم که استخدامم کنن هر شغلی که باشه حتی نظافت

میخواستم واسه خودم یه خونه مجردی بگیرم

کمی پول همراهم داشتم صدای شکمم بود...

رفتم یه ساندویچ گرفتم تا بعدش برم دنبال کار

گوشیم همچنان خاموش بود معلوم نبود چقدر تینا زنگ زده بود

تو دلم گفتم من خودمو می سازم

بالاخره یه جا رو پیدا کردم که دنبال منشی بود

چقدر ساختمون بزرگی بود واردش شدم

وارد دفتر مدیریت شدم یه پسر جوون که بهش میخورد ۲۵ یا ۲۶ باشه جلو چشام سبز شد

گفتم عهه عهه سلام

گفت...

 

 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نمیخوای بری دختر معلوم نیست چیکار کرده که اینجوری ویرونه!صدا راننده اتوبوس بود پیاده شدم از اتوبوسته ...

به خداا شبیه رمان زندگیت ولی کلا کاش اخ من شرایط تو رو داشتم یعنی مامان بابام نبودن اخ که من از این پسرا چه سواستفاده ای میکردم یکی از رفیقام رفت کانادا انقدر که زرنگ‌بود بیین اونم از بچگی پدرمادر نداشت تو بهزیستی بود ببین 18 که شد خوشگل بود مخ رئیس شو زد منشی بود بعد رئیسش خرج میکرد براش ماشین و خونه گررفت باز رفت با یکی دیگ همینجوری ادامه داد یه دوس پسر پولدار باهاش ازدواج کرد رفت کانادا همیشه میگفت از چیز هایی که خدا بهتون داد استفاده کنین وگرنه یکی دیگ میاد استفاده میکن لذتشم میبرع 

.

≪و يبقى اللّه معک حينما لا يبقى معک أحد⁣🌱                      و زمانی که هیچکس برایت نمانده، خدا با تو می ماند🦋≫️ در من دختری سیزده ساله است که به مرور زمان در دو سال هفتاد ساله شده است ."نقطه

وای چه جای بدی ول کردی داستانووووووو

≪و يبقى اللّه معک حينما لا يبقى معک أحد⁣🌱                      و زمانی که هیچکس برایت نمانده، خدا با تو می ماند🦋≫️ در من دختری سیزده ساله است که به مرور زمان در دو سال هفتاد ساله شده است ."نقطه

بفرمائید

همه چیو واسش تعریف کردم 

خندید🙄

گفتم ببخشید این کجاش خنده داره

گفت هیچی حالا از من چه کاری بر میاد

گفتم اگه میشه من رو استخدام کنید

گفت باشه فقط یه شرطی داره

گفتم بلهعه؟

گفتش من خودم خونه مجردی دارم میتونی توی یکی 

از اتاقاش زندگی کنی خیالت راحت منم کاری باهات ندارم

خجالت کشیدم ولی واقعا جایی نداشتم 

گفتم قبول گفت استخدامی...   


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792