2777
2789
عنوان

خوانوادش اومدن خواستگاری اما

142 بازدید | 15 پست

دوماهه آشنا شدیم و عاشق همیم و خیلی همو دوس داشتیم. اما مشکل اینجاس ک اون تک پسر بود و من مطلقه 

خانوادش اومدن خونمون اما با اخم و متلک مادرش بزور منو. نگا میکرد همش بحث طلاق منو می‌کشیدم وسط و معلوم بود راضی نیستن و برای رفع تکلیف اومدن. مادرش بحث سکه انداخت ک یا ١۴ تا یا ما میریم و نمیایم. من و خانوادمم دیدیم ک اونا بزور اومدن مخالفت کردیم الان حالم بده بگید ک کارکم درست بود یا غلط

درست بود کارت

ازدواجت موفق نمیشد

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عروسی کردم

ناامید نشو من دو دفعه تا پای نامزدی رفتم کارم نشد البته عقد ن فقط نشونه یکی تو 16سالگی یکی هم پارسال بهم خورد کل دنیا رو سرم خراب بود حس تنهایی ناامیدی وای خیلی بد بود خیلی سرکوفت مردم نگاهشون فک میکردم هیچ وفت دیگه آدم خوب واسم نمیاد ولی امد نامزد الانم از دوتا قبلی با سواد تر مرد تر صاحب خونه و زندگی مستقل خوشکل و خوشتیپ از خدا خاستم تو خلوت خودم بعضی وفتا حسادت دوتا از خداهرش رو متوجه میشم ناراحت میشم ولی بهم میگه خودم هواتو دارم کنارتم بزار بریم تو خونه خودمون نمیزارم کسی کاری کنه خدا واسم خاست 

عروسی کردم

الانکه ناراحتی تو یع کاغذ بنویس ناراحتیت رو و تو کاغذ قید کن خدایا کمکم کن ب امید روزی ک این برگه رو باز کنم و بگم خدایا شکرت مطمعن باش جواب میده مطمعن باش ولی مخصوصا آخر شبا از خدا بخا من آدم خیلی مونی نیسم نماز هم نمیخونم ولی نیتم صافه از خدا خاستم 

الانکه ناراحتی تو یع کاغذ بنویس ناراحتیت رو و تو کاغذ قید کن خدایا کمکم کن ب امید روزی ک این برگه رو ...

ممنون عزیز دلم حتما انجام میدم 

بیشتر دلم واسه پسره میسوزه وگرنه خودم ک هیچی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792