همکار آقا یک گل از باغچه خونشون چیده آورده داد گفت بذار رو میزت طفلی زن داره و کاملا بی منظور
پسره صاحب کارم اومد گفت این گل از کجا گفتم فلانی آورده
عصبانی. داد هوار غلط کرده گل آورده تو چرا گرفتی
من ترسیدم گفتم مکه اشکالی داره
بله خانم بندازش سطل اشغالی
انداختم
تایم ناهارم رد شده جرات ندارم برم مثل سگ شده