2777
2789
نه زیاد ی خونه کوچیک داشت به نامم زد و تموم

ان شاء الله که بهترینا براتون رخ بده.

همسر منم وضع مالی خیلی خوبی داره؛

ولی متأسفانه همه چی رو انتقال داده. 

خودشم می‌گه توافقی جدا شیم سر طلاهایی که سر عقد بهم دادن.

خیلی بهش گفتم برگرد زندگی کنیم؛

ولی سه ماهه قهر کرده. 

مجبور شدم مهریه رو بذارم اجرا.

نمی‌دونم چی می‌شه دیگه.



۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

میتونم بپرسم مشکلشون چی هست ؟

چندبار بحثمون شد؛

یه بار برای بار سوم می‌خواست مجردی بره سفر نذاشتم، دعوای شدید شد.

یه بار برای بار دوم دیدم پیام داده به دختر و دیگه خواستم تمومش کنم و خانواده‌ها پادرمیونی کردن.

این بارم سر خرید عید بهم بی‌احترامی کرد؛ چون خیلی خسیسه.

منم خرد شدم و قهر کردم باهاش.

اون خانواده‌ش هم گفتن این که همه‌ش قهره، طلاقش بدیم بهتره.

در صورتی که من تقصیر نداشتم...

دلم می‌شکست خب از کاراش و توقع داشت یه ثانیه بعدش خیلی خوشحال باشم!


واقعا مشکلتون انچنان بزرگ نبود خانوادشون چقد بی عقلن سرچیزای عادی میخوان شمارو جدا کنن کاش شماهم یک ...

آره واقعا چیزی نیست که بخواد زندگی رو به هم بزنه.

منم نباید می‌ذاشتم قهرام طولانی بشه.

همش که نه جفتتون مقصرین ولی خب باید شوهرتو بسمت خودت میکشوندی یکم رفتارت میتونست پخته تر باشه

خیلی محبتش می‌کردم.

دانشجوی تهران بودم،‌ مدام برای خودش و خانواده‌ش کادو می‌گرفتم.

بعد از کارش می‌اومد یه دقیقه پیشم، می‌دیدم لب‌ به چیزی نزده، می‌رفتم براش میوه می‌اوردم.

بهترین تولدا رو براش گرفتم؛

ولی اون سر یه رستوران که شد ۸۰۰ تومن با بطری اب معدنی زد تو سرم که چرا بهش گفتم بریم رستوران!

عینکی‌ام و بهم می‌گفت چهارچشم؛

در صورتی که من یه بارم نقصای صورتش رو نگفتم بهش.

جلو روم و پشت سرم همه‌اش می‌گفت قدمت بد بوده برای ما... چشمات شوره.

دیگه این آخریا نمی‌تونستم تحمل کنم.

هرچی زنگ زد نتونستم جوابشو بدم.

حالام به خاطر آبرو و آینده‌م می‌گم کاش جوابش رو داده بودم؛

وگرنه خیلی دلم خونه ازش.



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز