2777
2789
عنوان

همیشه دعوا داریم

413 بازدید | 27 پست

شوهرم همیشه  میخاد خودشو نشون بده پیش فامیل هاش یا جلو اونا حرف میزنم یا می‌ره تو حیاط داد و بیداد می‌کنه  😔 بخدا از وقتی باهاش ازدواج کردم یه روز خوش ندیدم

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

ار همون شب اول بحث کردیم

پس چرااااااا ادامه دادی؟؟؟؟

تواین چهل سالی که مسئولین از این کشور به اون کشور واز این هتل به اون هتل رفتن برای مذاکره، ترکیه از دهات شد ترکیه عربستان شد چیزی که همه میبینیم قطر و کویت و دبی و امارات و عمان آباد شدن وما کماکان درحال مذاکره ایم ...................

تو خونه هم همش بهانه میاره غذا بد شد اینتوری کردی

دلیلش چیه خب؟

ناراضی ازدواج کردید؟

ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ

پس چرااااااا ادامه دادی؟؟؟؟

 من نمی‌خواستم همون شب اول دیگه پشیمون کردم رفتم به مامانم گفتم مامانم  هیچی نمی گفت که بابام فهمید انقد سر کوفت و اینا که نه این خوبه و از این حرفا دیگه منم نتونستم چیزی بگم حوصله حرف هایه اونا رو نداشتم پدر منم بفکر ابروشه فقط هر بار یا دستم کبوده یا چشمم باد کرده یا صورتم ذخمی شوهرم منم حس میکنم میخاد خودشو جلو یه خانوادش نشون بده همش. الانم  می‌خواستیم بریم خونه خودمون شوهرم پیله میکرد منم به بابام گفتم که نه من نمیخام برم دیگه پدر بزرگش و اینا به بابام گفتن بابایه منم رفت جهاز گرفت الان خونه خودمونیم 

الانم بعد 2ماه به بابام گفتم ور گشتم بابام رام نداد چون به فکر ابروشه و میگه میان میپرسن ما به مردم چی بگیم  ولی راضیم برم تنها زندگی کنم بخدا از خدامه میگم با خودم از صبح تا شب جون بکنم ولی اینجا نباشم به نظرت درستع تو این سن 18 سال تنها زندگی کردن؟

میخواد جلو خانواده ش خودی نشون بده بگه من از زنم نمیترسم حرف حرف منه

 اره دقیقن بخدا دیگه نمیخام وایستم راضیم برم تنها زندگی کنم پدرمم رفتم رام نداد انقد اونم حرف زد تا خودم پاشم برم  

من نمی‌خواستم همون شب اول دیگه پشیمون کردم رفتم به مامانم گفتم مامانم هیچی نمی گفت که بابام فهمید ا ...

دیگه پدرمادری که هجده سالگی جگرگوشه خودشونو شوهر میدن اونم تواین  دوره زمونه نه پنجاه سال پیش تکلیفشون کامل معلومه 

درس بخون یا مهارت یاد بگیر با این شوهر و این خانواده به پول نیاز پیدا میکنی 

تواین چهل سالی که مسئولین از این کشور به اون کشور واز این هتل به اون هتل رفتن برای مذاکره، ترکیه از دهات شد ترکیه عربستان شد چیزی که همه میبینیم قطر و کویت و دبی و امارات و عمان آباد شدن وما کماکان درحال مذاکره ایم ...................

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792