2777
2789

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

اوه فراموش کرده بودماااا:) اسمش محمد بود:)

دانشگاه بود و محمد سال بالاییم بود و خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوسش داشتم و اون نه منو میشناخت و نه حسه منو میدونست

الان که فکر میکنم واقعا عاشق بودم.. شاگرد تاپ کلاس بودم اما بعد از اون عشق یه ترم افت تحصیلیه شدید پیدا کردم در حدی که همه واسشون عجیب بود و مشاور منو خواست...

تا بالاخره یکی از دوستام رفت بهش گفت!سر خود رفت گفت من نگفتم که بره بگه ها

اونم از این بچه سر به زیرای درسخون بود و تا دوستم بهش ادرس داده بود که فلانی دوست داره، منو شناخت خلاصه و یه لبخند اومده بود روی لبش:)

بعد از چند روز دوستم اومد گفت من یه قرار گذاشتم شما همو بیرون ببینید و من داشتم از خجالت اااااااااب میشدم و نمیدوونستم چجوری باهاش مواجه شم

تا اینکه دوست واسطم (زهرا)  منو برد محل قرار و محمد هم با دوستش(رضا) اومده بود

اصلااا رومون نمیشد به هم نگاه کنیم حتی سلام کنیم

خیلی خجالتی بودیم جفتمون

چنددقیقه ای پرت و پلا گفتیم تا اینکه هوا تاریک شد و 4تایی برگشتیم خابگاه دیگه

وای همه اینارو تاززززززززه دارم یادم میاد که چقدر فردای اون روز استرس کشیدممممممممممممممممممممممم

بحث 14 سال پیشه!!!!

فرداش حالم خیلی بد بود و همش منتظر بودم که زهرا(همین دوست واسطم )یه خبری چیزی بهش داده شه (از جانب رضا دوست محمد)

منو محمدحتی شماره همو نداشتیمو نگرفتیم

خلاصه فرداش رضا ز زد به زهرا که ببین فلانی خیلی از سحر خوشش اومده اما راستش ( با من و من و تته پته گفت) محمد یکی تو زندگیشه که ول کنم نیست! و محمد به دختره قولای جدی داده اما خیلیییییی حسشون دوطرفه نیست! الان نمیدونه چکار کنه!!!!!!!!زهرا گفت لعنتی خب چرا اولش نگفتین!چرا اومدین سر قرار!و.........من افسرده روز به روز افسرده تر شدم.....محمدم که هر از گاهی میدیمش تو سرویس و دانشگاه و..واقعا رنگ به رخسار نداشت و خیلی ناراحت و نحیف و ژولیده شده بود(خدایی عشقای زمان ما پاک تر بود)



با دختره دیدمش

نمیدونید چه حالی شدممممممم

راست میگفت 

یه دختره بود تو زندگیش

همشهریش بود و چون علاوه بر دانشگاه که همو میدین با اتوبوس میرفتن شهرشون بیشتر وقت با هم گذرونده بودن

همه دانشگاه فهمیدن من عاشق محمدم همههههههههههههههههه

ببین من از دوره کارشناسی تا دکترا تو این دانشگاه بودم و باورتون میشه تا سالهای اخرم دهن به دهن شده بود که سحر عاشق سینه چاک یکی بوده و.............

با اینکه محمد 2 سال بعد از اینکه عاشقش شدم فارغ التحصیل شد و رفت

تا اینکه بعد از یه مدت بدون اینکه من هیچ عکس العملی نشون بدم و حرف دیگه ای بزنم و پیگیری کنم و....رضا اومد یه روز بهم گفت محمد گفته اینو بهت بگم

کاش یه جای دیگه و یه زمان دیگه همو دیده بودیم.....

و من دوباره حالم بد شد

(فک کن بحث 14-15 سال پیشه و اون زمان ماها خیلی ساده و عاشق و...بودیم)

فردای اون روز دیدم محمد و نگار تو سرویس دانشگاه علنا کنار هم نشستن!(قبلش علنی باهم نبودن)

یعنی فک کن فردای روزی که اون حرفو بهم زد و منو قلقلک داد و حالمو بد کرد

واقعا اینه ذات پسر..........

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792