۴۳ سالِ پیش در چنین روزی همه مردم ایران از هر شهری توی خیابون ها جمع شدن و شادی و خوشحالی میکنن مادرا از پشت تلویزیون رزمندهاشونو میبینن و بهشون درود میفرستن خیابونا عطر گل و بوی شیرینی پخش شده خرمشهر که خونین شهر بود حالا ازاده شده به حمیت جوونا و مردای کشورمون و احساس افتخار و اشک شوق و غرور از چشمای مردم جاریه
اما فقط جای محمد جهانآرا و همراهاش خالی بود ،همون کسی که بیشتر از ۳۵ روز با دست خالی و چند نفره شهر رو نگه داشته بودن همون کسیه که خودِ غیرت و شرفت و مردونگی بود.
هیچ چیز قوی تر از باور و ایمان نبود مردمی که باور داشتن شهرشون ازاد میشه و بالاخره برمیگردن خونه هاشون و کنار همون نخل های سوخته.
خواستم بگم امثال جهان آرا و صیاد ها خیلی مرد بودن تهِ غیرت و وطن پرستی بودن این کشور حداقل به چندین نفر مثل اونا نیاز داره هرچند که هستن اما گمنام! این خاک کم از این ادما نداره. ولی کاش میشد اسمتونو فریاد بزنم و اونوقت بود که هر کشوری دلشون میخواست ک حداقل یکی از شماها رو میداشتن کسایی که تا پای جونشون مقاومت کردن وکسایی که از زن ،فرزند،زندگی و از همه چی خودشون گذشتن برای موندن و زندگی کردن زن و فرزند و ناموس بقیه.
اسوه های ایران شما به مردونگی و شرف معنا دادید.
و یادتون همیشه پایدارخواهد بود.
✍✍