واقعا حالم بد داره میشه
نمیتونم فراموش کنم ولی اون راحت داره فراموش میکنه
از همه جا بلاکم
سر گیر دادن من کات کردیم
الان ۲ هفتس ک بلاکم
۱ساله دوست بودیم
امروز مادرش دعوتم کرد خونشون با مادرش اکیم
گفتم نهار درست کردی بده من براش ببرم مامانش بهش گفت داره برات میاره از انور یه جور داد زد نه نه نه
مادرش میگه به جهنم ولش کن بسپار به خدا
ولی من واقعا سزاوار این غمه سخت نبودم چطور یادم بره