2777
2789

امروز مادرم زنداییم رو بیرون از خونه دیده همینطور یهویی گفته میام خونتون 

بعد مادرمم بدون درنظر گفتن من گفت باشه بیایین قدمتون رویِ چشم (حالا خوبه همین زندایی کلی دعوا بین مامان و داییم راه انداخته بود کاری کرده بود داییم جلو چشم ما بزنه تو گوش مادرم پدر بی عرضمم هیچی نگفت کل خانواده رو بهم ریخته )

حالا بگذریم الانم که فصل امتحاناست یعنی یذره درک نداره که من امتحان دارم 

پسر خودشم همسن منه امتحان داره (هعی همش با پرویی میگفت پسر من امتحان داره نیایید خونه ما بچم نمیتونه درس بخونه میگه تمرکز نمیتونم بکنم)

حالا تازه دختر داییمم هست ..

منکه میخام برم تو اتاقم در و قفل کنم درسمو بخونم ولی از این پروییش دارم آتیش میگیرم :\\\\

 چراغ علـیییی🐣

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

تقصیره مامانت هس باید میگفت یه وقت دیگه بیاد نه الان که امتحان داری

مامانم خیلی سادس زبون نداره که اون همه بلا سرش آورده باز میگه قدمتون روی چشم:\

 چراغ علـیییی🐣

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز