من هرچی درس میخونم نمیشه که نمیشه انگار خدا باهام لجه شب تا صب میشینم درس میخونم مو ب موی کتابو حتا پاورقی نمونه سوال حل میکنم خاب راحت ندارم از دست این امتحانا بعد میرم سرجلسه با کلی ذوق ک بیست بگیرم یهو میبینی سر چیزای الکی ۴ نمره ازم کم میشه امتحان فارسی داشتیم امروز ۴روزه دارم مث چی میخونم واسش بعد رفتم امتحانشو دادم ۱۶ گرفتم تازه اگه اونم گرفته باشم نمیدونم حکمت خدا ازین همه آزار اذیت من چیه
خدا معدل بیست میده ب اون زرنگ کلاسمون نه من بدرد نخور گفتم ترم دومه معدل بالا ۱۹بگیرم نمره هام بیست شه بابامو خوشحال کنم نشد ک نشد دیگه خستم آرزو کردم تا سال دوازدهم زنده نباشم بمیرم راحت شم از دست این همه بدبختی خدا لجه با من نمیدونم چشه انقد اذیتم میکنه چیکارش کردم بخدا اون زرنگ کلاسمون تو یه ربع امتحانشو میدع همشم جواب میده درست من ۱ ساعت سرجلسه م تازه آخرشم ۱۴ ۱۵ ۱۶ میگیرم
خدا شاهده کم کاری نمیکنم ولی دیگه خب نمیشه سرنوشت از قبل نوشته شده بخای لج کنی خاست خداست ک نمیخواد من خوشحال باشم