دست خودم نیست زود ناراحت میشم مثلا من سه بشقاب غذا خورده باشم بابام شب با غذا بیاد ذوق داره باهم بخوریم باز میرم میخورم حتی رژیم باشم اما من ی روز صبح دوتا نون تازه رفتم گرفتم با مربا و کره و فلان اصلا براش مهم نبود رفت سرکار منم اصرار نکردم بخوره دیگه همشم موند بیات شد بعد از اون منم مثل خودش شدم کفتم چرا خودم اولیت خودم نباشم امروز گفت پاشو بریم صبحونه بیرون منم مریضم بدجور همیشه داغونم بودم باهاش میرفتم الان گفتم نه خیلی عصبی و ماراحت شد مامانمم حوصله نداشت تنها رفت 😓😢
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.