وااای نه خدانکنه 😭
ولی دردشو کشیدم بیهوش شدم سزارینم کردن. میدونم خیلی وحشتناکه
انگار پاهامو از دو طرف بسته بودن به دوتا ماشین و داشتن به جهت مخالف میکشیدن
خدا شاهده فکر میکردم از وسط دو نصف شدم و داعش داره شکنجه م میکنه
شوهرم ترسید به دکتره رشوه داد سریع بردنم اتاق عمل
بچه ی دوم خداروشکر دیگه خودش شد سزارین اجباری