تورو خدا ول کنید
این آدم سه ساااال شوهرشو تحمل کرده
زندانیش کرده بوده توی خونه
خرجی نمیداده
اجازه نمیداده اسی خودش مستقل بشه سرکار بره
تحقیرش میکرده
بی توجهی میکرده اسی اعتراض میکرده بهش میگفته ناراحتی برو
یه جا اسی تو یکی از تاپیکاش گفته بود حالا که جدا شدیم شوهرم بچه هامو برداشته رفته مسافرت ولی هیچوقت منو یه مسافرت نبرد الیته بهتر چون الان دلم میسوخت یاد خوشیام میفتادم و پشیمون میشدم
یعنی فکر کن یه مسافرت ساده رو دریغ میکرده ازش
الانم بعد سه سال که شوهرش علنا داشته خیانت میکرده نتونسته تحمل کنه و رفته خونه ی پدرش
الان خودش سربار حساب میشه
بابای بیچاره ی اسی از کجا بیاره خرج سه تا بچه رو بده؟
اصلا چرا باید خرجشونو بابای اسی بده وقتی بابای بچه ها خودش پول داره؟
بخدا به زبون آسونه
مگه الکیه ی زن تنها بدون هیچ درآمدی با روحیه ی داغون سه تا بچه رو بزرگ کنه؟
هیچکس برای اون سه تا بچه دلسوز تر از مادرشون نیست
ولی وقتی خودشم خونه ی پدرش اضافیه و پدرش اجازه نمیده این سه تا بچه رو کجا ببره؟؟؟
صد درصد اسی به همه ی اینا فکر کرده و تصمیم گرفته
تصمیم الانِ اسی نتیجه ی سه چهار سال حرص خوردن و فکر کردنه
منم بخدا قصد بحث کردن ندارم ولی بیاید الان که تو شرایط بدیه لااقل ما با حرفامون اذیتش نکنیم
ایشالا یه شرایطی پیش بیاد اسی و بچه هاش کنار هم خوش و خرم زندگی کنن