2777
2789
من فکر ازدواج نیستم نمیده حتی وقتایی بچه ها میان سر بزنن دست خالی میفرسته قرار نیست خالی بشه بچه ها ...

من همه تاپیکات رو‌خوندم بهت افتخار میکنم که اینقدر زن قوی هستی که از اون لجن زاری که شوهرت برات درست کرده بود خودت رو داری میکشی بیرون به عنوان کسی که از بچگی یتیم بزرگ شده بهت میگم آفرین بهت بهترین تصمیم رو برایه خودت با بچه هات گرفتی به حرف بقیه هم هیچ اهمیتی نده بابایه من یه پیرمرد بود که داخل سن ۷۰ سالگی حوس کرد و یه دختر ۱۴ ساله گرفت و سه تا بچه انداخت داخل دامنش و خودش فوت کرد هیچ حقوقی هم نداشت که باهاش سر کنیم داخل یه خونه کلنگی هم زند‌گی میکردیم یه خونه دوره ساز که حمومم نداشت با دوتا اتاق که یکیشون سقف نداشت زمانی که مامانم بیوه شد ۲۴ سالش بود و هفت ماهه سر داداش کوچیکم حامله بود یکسال بعد از فوت بابام خونه بابابزرگم اومدن دنبالش که ببرنش ولی مامانم قبول نکرد گفت میخوام بمونم بالا سر بچه هام بابام از زن قبلیش ۶ تا بچه داشت که حتا بچه هایه بچه هاشم سنشون از مامان من بیشتر بود داداشام تا دیدن مامانم میخواد بمونه بالاسرمون از خداخواسته که مسئولیت ما گردنشون نیوفته به مامانم گفتن بمون داخل همون خونه کلنگی که ۸۰ مترم نبود با بچه هات ما هم چیزی نمیخوایم خلاصه مامانم با هزارتا بدبختی و کلفتی کردن داخل خونه هایه مردم ما رو بزرگ کرد هرگزم اون ۶ تا بچه قبلی بابام به مامانم نگفتن دستت درد نکنه که موندی یتیم بزرگ کردی از سختی ها و گرسنگی ها و بی کسی هایه خودم با داداشام دیگه برات نمیگم که اطرافیانمون سگ محلمونم نمیکردن خودم با بیماری و افسردگی بزرگ شدم داداش وسطیمم بیماری اعصاب داره حالا مامان من مونده با یه تن مریض ازبس کار کرده داخل زندگیش با یه بچه مریض تازه جالبه بدونی حالا که از آب و گل در اومدیم و سرسامونی گرفتیم و مامانم بابدبختی اون خونه کلنگی رو ساخت و فروختش یه خونه بزرگتر گرفت خواهرا ناتنیم اومدن ادعا ارث میکنن و خون مامانم رو تو شیشه کردن حالا جالبه بدونی بابام تو این دنیا هیچی به اسمش نبوده این خونه کلنگی رو یکی از داداشام بهش داده بود که توش زندگی کنه وقتی نگاه مامانم میکنم میگم چقدر ما زنا بدبختیم مامان من با بدبختی سه تا بچه بزرگ کرد کسی ازش تعریف و تمجید نکرد سرکوفتم شنید حالا اگر نمی موندم قرار بود لقب مامان بی وفا بهش بدن خلاصه منکه از زندگی مامانم درس عبرت گرفتم هرگز از این فداکاری ها نکنم حالا داستان تو هم که کلن فرق میکنه طرف انتظار داره تو بسوزی پایه بچه ها خودش بره پی عشق و حالش هرگز نه قبول کن نه دلت بسوزه که چرا بچه هات رو نیوردی پیشه خودت بذارش مثل خر بمونه تو گل بنظر من این دنیا هم تقاص پس نده بهتره وعده شما روز قیامت سر پل صراط اینجوری بهتره واسه همیشه بره قعر جهنم عذاب بکشه

خدایا تو می دانی آنچه من نمی دانم و من نمی دانم آنچه تو می دانی پس با حکمتت زندگی ام را سامان ده …الهی آمین🤲
من همه تاپیکات رو‌خوندم بهت افتخار میکنم که اینقدر زن قوی هستی که از اون لجن زاری که شوهرت برات درست ...

عزیزم خدا ان شا الله براتون جبران کنه 

آره من واقعا نمیتونم مگه به این راحتیا هست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چون تایپیکتون قفل بود اینجا برات نوشتم فقط جواب پست اخرتون رو بدم قصدم دعوا یا بحث نیست 

هیچ نعمتی تو دنیا برای بچه مثل مادر نمیشه اینو بدون هیچ تفریحی امکاناتی خریدی جبرانش نمیکنه و اینکه شما در آینده بچه هاتو از دست میدی چون رابطه عاطفی شما با اون ها خراب میشه 

بی مادری خیلی خیلی سخته شما که اونجا نیستی حضور نداری از خورد خوراک لباس یا گیریم اینا که میگی فراهم هست خب داشته باشی گیریم اینجور شاید کسی همون عموشون تو سرشون زد شاید کسی به دخترت دست درازی کرد خدا نکرده دختر داشته باشی بلوغ داره هزار مسیله داره که شما حضور نداری ساید پسرت راه خطا رفت وقتی نیستی ببینی شاید تو مدرسه جامعه مسخره شدن که مادرت دوست ندارها 

شاید هر روز از اقوام بشنون که مادرتون شما رو نمی‌خواد اگه ما نباشیم دو کوچه هستید 

همسرتون که یک شبه اینجور نشده شما یه تا بچه ازش آوردی حالا گیریم یک شبه بد شده شما مادر هستی باید از خود گذشته باشی قانونی میگی خونه برات میخرم بچه هارو بیار پیش خودت ومحکم کاری کن که خرجشون رو حتما میدن واقعا هم باید همسرت پرداخت کنه کافی هست نده راحت میری اموال رو توقیف می‌کنی برای خرج بچه هات 

اینها همه توجیه هست شما خودت هم نمی‌خوای بچه ها باشن پیشت که اشتباه می‌کنی از دستشون میدی 

در ضمن شوهرت بخواد هرزگی کنه اون سه تا بچه مزاحم نیستن راحت تو همون خونه پرستار صیغه می‌کنه کارش رو هم انجام میده یه خونه مجردی میگیره کارش هم انجام میده این که بچه ها باشن یا نباشن تو این قضیه تاثیری نداره 

شما مادری پس امیدوار م مادری کنی به خدا آدم از مادر یتیم هست نه از پدر 

خدانگهدارت

خیانت دیدن سخته ولی وقتی بدونی طرف هنور باهاشه و اختیارشم دستشه دیگه غیر قابل تحمل میشه کار خوبی کردی بچه ها رو نبردی که شوهرت بی دغدغه بره پی حال کردناش..هیچ مادری تا مجبور نباشه بچه هاشو از خودش دور نمیکنه پس ادم عاقل میفهمه مجبور بودی..هر وقت خونه داد ماشین داد حضانت داد  اگه حقوق بگیره قانونی حقوقش رو برای شما منتقل کرد اگه حقوق بگیر نیست تعهد پرداخت قانونی ماهانه داد چک و سفته هم در ازای تعهدش داد بچه هاتو ببر پیش خودت  

من همه تاپیکات رو‌خوندم بهت افتخار میکنم که اینقدر زن قوی هستی که از اون لجن زاری که شوهرت برات درست ...

خوب همون مادرت اگه پای شما نمونده بود میدونی چه سرنوشتی داشتی چرا ازدید بچه ها نمی‌بینید قضیه رو چه گناهی دارن اونا وسط این کش مکش بازیچه بشن بین پدرومادر 

خوب همون مادرت اگه پای شما نمونده بود میدونی چه سرنوشتی داشتی چرا ازدید بچه ها نمی‌بینید قضیه رو چه ...

درسته ببین الان خواهر خودم شوهرش معتاد و بیکاره سه تام بچه داره 

و راحتم میتونه طلاق بگیره ولی نمیشه چون اون بچه ها دو روزه از گرسنگی میمیرن ولی من پدر بچه ها داره خرج می کنه تازه بخشنده هم هست 

فقط من داشتم نابود میشدم سه تا بچه خودش انرژی ادمو میگیره وقتی جایی هستی ندید گرفته بشی و محبت نبینی وقتی میبینی شوهرت می تونه ولی داره جای دیگه وقت میگذرونه و محبت می کنه نمیشه تحمل کنی 

اگه پشیمون بشن و تکرار نکنن میشه ولی روز به روز پر روتر بشن سخت میشه 

مادر ایشونم مجبور بوده پدر نبوده دیگه نمیتونسته بده دست نامادری 

بچه ها هم قدر ندونن دیگه خدا قهرش میاد باید در نبود پدر بزرگ می کرده 

چون تایپیکتون قفل بود اینجا برات نوشتم فقط جواب پست اخرتون رو بدم قصدم دعوا یا بحث نیست هیچ نعمتی تو ...

من الان اصلا هدفم این نیست که به هرزگیش نرسه و میدونمم هزار راه هست که با وجود بچه هاشم انجام بده 

بحث همین محکم کاریه که میگی هنوز دمش درازه و به اون مرحله نرسیده تمام پوئن های مثبت رو تونستم بگیرم حتما 

فعلا صلاح نیست الان حتی بخوان بیان خونه پدرمم نمیتونم چون پدرم سختگیره و هی به بهانه های مختلف دیدار رو به عقب میندازم یکم طول بکشه تند تند بخوان بیان پدرم صداش در میا 


کاش قضاوت نکنیم

درسته ببین الان خواهر خودم شوهرش معتاد و بیکاره سه تام بچه داره و راحتم میتونه طلاق بگیره ولی نمیشه ...

به هر حال می‌دونم شاید شرایط سختی داشتی جداشدی ولی از مادریودن خودت نباید کم بذاری نباید رهاسون کنی به هر حال همسرت پایبند خانواده نیست به بچه هم اونجور نمی‌رسه ومراقبت نمیکنه دوتا دختر داری آینده می‌خوان بعد سه تا بیشتر به اون بچه ها فکر کن باباشون شما هم بودی هر کاری می‌کرده شما هم نباشی می‌کنه بچه هایشان نباشن هم می‌کنه 

دیگه این سه تا که دوتا هم دختر داری نباید این وسط گرو وقربانی بشن 

کاش قبل جدایی کامل تکلیف اینها رو معلوم میکردی الآنم دیر نشده بگو به نام بچه ها هم خونه بگیره با تعهد بده خرج میده هر چند نده میتونی خونه ماشین رو توقیف کنی جای نفقه بچه هات 

ولی از بچه هات نگذر ببین قدر بدونن یا ندونن اقلا مادرشون رو داشته باشن خودت شوهر خوب نداشتی بچه هات نابود نشن ایندشون خراب نشه 

این که باباشون هرزگی می‌کنه یا خرج ممکنه نده یا خودت وایندت همه درجه دوم هست اول بچه ها اولویت هستن 

الان ول نکنی داریشون ولی ول کنی دیگه در آینده یادشون نمیره سختی کشیدن کتک خوردن مادر کنارشون نبوده و..اونوقت کینه میکنن ازت 

شما مهرت رو هم نبخش تو همون خونه با بچه ها واثاثت میموندی میگفتی تو برو بیرون جدا هم می‌شدی میگفتی خرج بچه هاتو بده 

الآنم مهرت رو بگیر هر چند قسطی یا هر چی 

دیگه بعد سه تا بچه دیگه خودم معنی نداره یا اینکه باباشون ال می‌کنه راحت میشه کلا همسرت تو اون قضایا راحته 

فردا اگه بچه هات روانشون جسمشون ازبین بره هیچ پولی جبرانش نمیکنه 


من الان اصلا هدفم این نیست که به هرزگیش نرسه و میدونمم هزار راه هست که با وجود بچه هاشم انجام بده بح ...

نمی‌دونم من فقط گفتم بچه هات 

آدم باید پای تصمیمش باشه روزی خواستی که باسن الان نمیشه که بگی نباشن 

خدا کنه بتونی توافق کنی ومحکم کاری بچه خاتم بیاری پیش خودت 

من بهتون گفتم بچه رو ول کنی دیگه در آینده نداریش حالا هر جور صلاح میدونید وشرایط هست 

به هر حال می‌دونم شاید شرایط سختی داشتی جداشدی ولی از مادریودن خودت نباید کم بذاری نباید رهاسون کنی ...

همه حرفاتون درست 

باید بتونم محکم کنم همه چیو 

باید بیشتر تحمل کنم 

من بچه هامو رها نکردم فقط الان شرایط نگهداری ندارم 

ببین فردا روز بیان پیش من دلتنگیا بر طرف میشه ولی بعد من میمونم کاسه ی چه کنم چه کنم 

باید هر کاری میکنم با وجود این بشر محکم کاری کنم

نمی‌دونم من فقط گفتم بچه هات آدم باید پای تصمیمش باشه روزی خواستی که باسن الان نمیشه که بگی نباشن خد ...

بچه هام تقریبا میدونن مقصر اصلی کیه 

نمیدونم رسیدم ته خط 

بچه ها در آخر هم میرن سمت زندگی خودشون الان بچه هست اون سر دنیا زندگی می کنه برا کار یا تحصیل مجبوری دور شدن 

منم شرایط اونا 

مگه بچه هایی پدر مادر دارن هیچ مشکلی ندارن بیا ببین چه بچه هایی خودکشی کردن و معتاد شدن و بیراهه رفتن پدر و مادر جفتشونم بودن بالاسرشون 

بچه ها شاهد بحث های ما و حتی کتک خوردن من گهگاهی شده بودن اونجوری هم به نحوه دیگه آسیب میدیدن 

بله اگه شوهرم درک می کرد به گند کاریش میرسید منم آزار نمیداد مشکلی نبود مث الان ندید می گرفتم و به بچه هام میرسیدم ولی من تحت کنترلش بودم میخواست اقتدارش حفظ بشه در حالی داخل آدمم حساب نمیکرد و اراده اش دست یه زن دیگه بود

خوب همون مادرت اگه پای شما نمونده بود میدونی چه سرنوشتی داشتی چرا ازدید بچه ها نمی‌بینید قضیه رو چه ...

نه عزیزم اینقدر عواقب نداشت مامانم هزارتا مریضی نمیگرفت مامانم از صبح میرفت سرکار شب میومد به خاطر چندرغاز پول تازه میرفت خوابگاه دانشجویی کار میکرد پیش میومد ما چند روزم نبینیمش من و دوتا داداش کوچیکم تو خونه تنها بودیم کسی هم سراغمون رو نمیگرفت من هم عموم خرپول بود هم داداشام آدم هایه بدی هم نیستن ولی روزگاری که مامانم موند بالا سر ما اونا کامل دیگه خودشون رو زدن به بی خیالی مثلا ما نمیخوایم داخل زندگی شما دخالت کنیم ما حتا پیش میومد سرمون رو گرسنه رو‌بالشت میذاشتیم درحالی که اونا بچه هاشون داخل رفاه دست و پا میزدن منی که مامانم مونده بالاسرم میگم اشتباهه یه زن تا این حد فداکاری کنه من به خود مامانمم گفتم نبایستی این ریسک رو بپذیری حالا هم برو ازدواج کن ولی همش میگه از من دیگه گذشته حالا جریان این خانومم کامل فرق داره شوهره د ی و ث ش خبرش زنده س فقط می خواد با ترفند بچه ها رو بندازه گردن این خانوم بره پی عشق و حالش بعضی وقتا باید بین بد و بدتر بد رو انتخاب کرد اینجوری به صلاح دوطرفم هست

خدایا تو می دانی آنچه من نمی دانم و من نمی دانم آنچه تو می دانی پس با حکمتت زندگی ام را سامان ده …الهی آمین🤲

عزیزم تاپیک پربازدیدت بسته بود اومدم اینجا بنویسم امیدوارم راهگشا باشه

من نه روانشناسم نه وکیل اطلاعاتی ندارم که کمکت بکنه فقط یه همسایه داریم دختره خوشگا شاغل جدا شد سر خیانت ، شغلشو از دست داد وافسردس بچه اش حضانت رو گرف مهریه رو بخشید بعدشهم پدرمادرش گفتن چرا بچه اشو بزرگ کنیم خیانت کزده مهریه هم نده

الان ناراحته میکه کاش به جای تمرکز رو شغلم که خصلتامو مردانه میکنه رو زندگیم تمرکز میکزدم میگفت اگه برگردم به قبل میدونم چه کار کنم

میگفت اون زنه بوده که اومده تو زندگی من اون باید میرف نه من

میگفت باید از زندگیم مراقبت میکردم

البته همه مثل هم نیستن وشرایط فرق داره

امیدوارم بهترین تصمیمو بگیری

چون تایپیکتون قفل بود اینجا برات نوشتم فقط جواب پست اخرتون رو بدم قصدم دعوا یا بحث نیست هیچ نعمتی تو ...

تورو خدا ول کنید 

این آدم سه ساااال شوهرشو تحمل کرده 

زندانیش کرده بوده توی خونه 

خرجی نمی‌داده 

اجازه نمی‌داده اسی خودش مستقل بشه سرکار بره 

تحقیرش میکرده 

بی توجهی می‌کرده اسی اعتراض می‌کرده بهش میگفته ناراحتی برو

یه جا اسی تو یکی از تاپیکاش گفته بود حالا که جدا شدیم شوهرم بچه هامو برداشته رفته مسافرت ولی هیچوقت منو یه مسافرت نبرد الیته بهتر چون الان دلم میسوخت یاد خوشیام میفتادم و پشیمون میشدم 

یعنی فکر کن یه مسافرت ساده رو دریغ می‌کرده ازش

الانم بعد سه سال که شوهرش علنا داشته خیانت می‌کرده نتونسته تحمل کنه و رفته خونه ی پدرش 


الان خودش سربار حساب میشه 

بابای بیچاره ی اسی از کجا بیاره خرج سه تا بچه رو بده؟

اصلا چرا باید خرجشونو بابای اسی بده وقتی بابای بچه ها خودش پول داره؟

بخدا به زبون آسونه 

مگه الکیه ی زن تنها بدون هیچ درآمدی با روحیه ی داغون سه تا بچه رو بزرگ کنه؟

هیچکس برای اون سه تا بچه دلسوز تر از مادرشون نیست 

ولی وقتی خودشم خونه ی پدرش اضافیه و پدرش اجازه نمیده این سه تا بچه رو کجا ببره؟؟؟


صد درصد اسی به همه ی اینا فکر کرده و تصمیم گرفته 

تصمیم الانِ اسی نتیجه ی سه چهار سال حرص خوردن و فکر کردنه 

منم بخدا قصد بحث کردن ندارم ولی بیاید الان که تو شرایط بدیه لااقل ما با حرفامون اذیتش نکنیم 

ایشالا یه شرایطی پیش بیاد اسی و بچه هاش کنار هم خوش و خرم زندگی کنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز