خانما سوتی دادم بدجور ولی با پردویی به روی خودمم نیاوردم
به شوهرم گفتم گوشت راسته گوسفندی بخر برا دخترم کباب کنم بخوره ضعیف شده حالا خرید اورد بعد سر یه موضوعی دعوامون شد منم فکر میکردم راسته اصلا استخوان نداره فکر میکزدم چون راسته بهش میگن یعنی گوشت لخمه یه جورایی با ماهیچه استباه گرفتم بهد حرصمو دراورد رفتم گوشتارو گذاشتم تو پلاستیک گفتم بیا منو گول نزن ببر بده به همونیکه بهت دستور داده گفته اینو بخری من گفتم راسته بخر نه گردن گوسفند خلاصه یه خرده مثل گیجا نگام کرد منم بدتر عصبی شدم گفتم چیه فکر کردی خنگم پاسو برو راستع بخر بیار خلاصه بلند شد اومد طرفم گفت ببین به اینکمیگن گوشت راسته گوسفندی من تعجب کردم توهمیشه ماعیچه میگفتی بخرم حالا چرا اینو گفتی نفهمیدم خلاصه انگار اب یخ ریختن روم ولی از رو نرفتم که گفتم تو الکی اینترو میگی ولی فهمیدم سوتی دادم حالا خندم گرفته بودا ولی چون قهر بودم نمیخواستم بخندم رفتم دستشویی کلی خندیدم اشکمم دراومد اومدم بیرون نگاهشم نکردم گوشتاروهم گذاشتم فریزر به روی مبارکمم نیاوردم