2777
2789
عنوان

شما باشین چطور برخورد میکنین

76 بازدید | 11 پست

پدرمادرم تمام زندگیشون دغدغه برادرمو داشتن 

همیشه یحث تو خونه ما راجب این پسر و کاراش بود 

درس میخونه 

رفیقاش بد نباسن 

حواست بهش باشه 

براش کار جور کن 

بهش سرمایه بده 


هییچ وقت هیچ اهمیتی ب من ندادن من  همیسه خودم دنبال کار و زندگیم بودم  هیچ وقت مشارکتی نکردن برای من 


حتی ی سری فرق ها گذاشتن  لپتاب لازم داستم بابام الکی وعده داد نخرید  گفت پول ندارم ولی میدیدم هفته ای پول اون لبتابو میده ب برادرم برای سرمایه کارش 

گفتم ی کوچولو طلا دارم بچگونه و قدیمین. بریم عوض کنیم. اولش گفتند باشه اما چند بار دیگه ک گفتم. گفتند نه الان گرونه. این چند وقت ک طلا ثابت موند گفتم.  گفتند تو میخوای ازما سو استفاده کنی  چرا پول بدیم برا تو طلا بخریم  ک ببری خونه شوهر 

مستقیم نگفتند بهم اینا ولی تو اتاق بودم حرفاسونو شنیدم 


خلاصه هیچ وقت نه دغدغه ای برام داشتند  نه اصلا به خواسته هام احترام گذاشتن و بهم اهمیت دادند 

ولی همیشه موقع کارها  منو میگن با من  بریم. اینو بخریم با من بریم دکتر من قبضو بدم  هیچ وقت حتی خریدن ی نون از برادرم انتطار ندارند 


منم امشب با مامانم. بحث کردم ک چرا اونجور موقع ها ک من درخواستی دارم غریبم  ولی ابنطور مواقع برا کاراتون فقط ی بچه دارین  خودتون. کاراتونو بکنین. ب من مربوط نیست من زندگی خودمو دارم ک شما گند زدین توش 

الان عذاب وجدان دارم و ناراحتم 

ببین نمیخوام بگم چکار کنیا ولی من اگر خانوادم اینجوری بودن اولش یکم باهاشون صحبت میکردم، اگر میدیدم واقعا به من اهمیت نمیدن و براشون مهم نیستم وسایلامو جمع میکردم میرفتم پانسیون زندگی میکردم، اینجوری خیلی راحت ترم

دوستان این عکس پروفایلایی جدیدا اومده، پیشفرض برای کاربرایی هست که پروفایل ندارن، جایگزین عکس خاکستری قبلی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خانواده منم پسر سالارن تنها راهت اینه یا مستقل زندگی کنی یا شوهر وگرنه باید تحمل کنی

حس مسکنم پسر سالارین ک میخوان تظاهر کنند نه اینژور نیست ما فرق نمیذاریم 

عذابم میدن خب کاری برام نمیکنن اوکی چرا انقد توقع دارند ازم 

وقتی هم میگم از من توقع بی جا نداسته باشین بدتر عذاب وجدان میگیزم

من دیروز با مادرم رفتم روانپزشک البته نطر مادرم بود بریم. مادرم هم با من اومد تو  دکتر گفت مشکلت چیه گفتم از دوروبریام بیزار شدم گفت چرا گفتم تبعیض مادرم گفت دخترم فکر میکنه ما پسرمونو بیشتر دوست داریم ولی اینجوری نیست. گفتم دلیل اینکه اعتماد به نفس ندارم تمام فامیل و خونوادم پسر دوست بودن و کسی منو تحویل نگرفت پرو بال نداد تا رشد کنم الان اعتماد به نفسم صفره 

چه توقعی مثلا دارن؟

هر توقعی 

بابام کارش جوریه ک چند روز خونه نیست 

حالا تمام خرید های خونه رو میگن با من بریم 

قبض و قسط بیمه.  همه اینارو من یادم باسه پرداخت کنم 

ی وسیله تو خونه لارم باسه من برم بگردم ببینم چی خوبه بعد خودمم برم بخرم بیارم بزارم جاش 

ی نذری میخواستند بدن گفتم من امتحان سخت دارم نمیام  ترجیه دادن کنسل کنند تا ب برادرم بگن 

اتفاقا همیشه باید بهترین غذا براب برادرم مهیا باسه هییچ انتظاری هم نباید ازش داست تو هیچ زمینه ای 

من دیروز با مادرم رفتم روانپزشک البته نطر مادرم بود بریم. مادرم هم با من اومد تو دکتر گفت مشکلت چیه ...

من سنم پایین تر بود خسلی پر شور و با اعتماد ب نقس بودم ب مرور واقعا کم حرف شدم  درونگرا و ساکت 

هر توقعی بابام کارش جوریه ک چند روز خونه نیست حالا تمام خرید های خونه رو میگن با من بریم قبض و قسط ب ...

دخترا چون کلفت خونن

تهشم ک دختر اینا نیستیم دختر مردمیم پس خرجمونم نمیکنن

عاشقم❤️

دخترا چون کلفت خوننتهشم ک دختر اینا نیستیم دختر مردمیم پس خرجمونم نمیکنن

میخوام کارارو انجام ندم بگم من درگیرم ب  برادرم بگین. راحت بگم ب من چه مگه وظیفه منه. مدام این کارو تکرار کنم تا این عادت از سرشون. بیوفته 


چون واقعا ب هیچ خواسته من احترام نمیذارن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز