همینطور ک نشسته هیچ کس باهاش هیچ کاری هم نداره شروع میکنه ب غر زدن
بعد پامیشه میره،تو اشپزخونه یه کاری کنه ظرفا رو با صدای بلند جا ب جا میکنه شروع میکنه ایراد گرفتن انگار دنبال بهونه هست ارامش خونه،بهم بریزه و موفق هم میشه
فحش،رکیک و خیلی،زشت میده جوری ک تمام همسایه هامون میشنون و من از خجالت دیگ از در تا مدتها نمیتونم برم بیرون
مدام درخواستهای نامعقول میکنه از پدرم درصورتی ک میدونه اون لحظه دست بابام خالی هست کلی پول داروهاش میشه
چپ میره راست میره میگه میخام یکاری کنم ابروتون ببرم میگم چیکار میگه خودکشی کنم ابروتون بره
اگ تو یه مراسمی جایی بریم یهو با یکی درگیر میشه،شروع میکنه ب بی احترامی کردن و این ماییم ک ابرومون میره
وسایلای خونه میشکنه قندون قند رو پخش زمین میکنع
وقتی لج کنه میزنه یواشکی یچیز شخصی خراب میکنه
یبار تبلت من تو سوکتش اب ریخته بود سوخت
یالباس مادرم قیچی میکنع
یا وقتی یکی تو حمام هست میره گاز میبیند ک اون داخل یخ بزنیم