2777
2789
عنوان

آبروم رفت...

1608 بازدید | 97 پست

من ديشب رفتم يه كرم خريدم. بعد خانومه گفت ٥٣... ولي ٦٣ كشيد ... منم وقتي اومدم بيرون ديدم... بعدشم رفتم تو پيج و سايت اينترنتي. ديدم كلا گرون حساب كرده😭😭😭 بعد امروز تو ماشين بابام بودم.. داشتيم رد ميشديم...  ديدم مغازه بازه . گفتم نگه دار بابا. بعد باهام اومد. ديگه اومد دختره به من ١٠ تومنو داد.. ولي با بابام بحثش شد. بابامم از اين ادماعه كه همش منم منم ميكنه.  

گفت يا كلا پسش بگير يا به قيمت واقعي حساب كن،، دختره قبول نكرد... خلاصه دعواشون شد.. بابام گفت ميرم تعزيرات و ... ابروم رفت،.. اه😭😭😭😭 كاش پام شكسته بود و با بابام تو اون مغازه نرفته بودم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من ک فکر نمیکنم آبرویی رفته باشه


ولی حالا ب فرض 

خوبیش اینه ک دیگه نمیبینینش☺️

ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود                                                       گویی مهمان ویژه ای  در راه است ....

عیبی نداره کاریه که شده

حالا چه کرمی بود

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز